مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٠ - طرح یک اشکال و پاسخ آن
پس بحث این است: آیا بعد از آن عوالم، امکان وجود عالم طبیعت هست؟ یا امکان وجود عالمی که در آن ماده و تضاد باشد نیست؟ چنین امکانی هست به دلیل وجودش. ادلُّ دلیل بر امکان شئ وقوع آن است. حالا که چنین عالمی وجود دارد، باید حساب کنیم که چنین عالمی و چنین طبیعتی و چنین ماهیاتی که لازمه ذاتشان ماده وشرور و تضادهاست، آیا باید وجود داشته باشد؟ آیا افضل در نظام خیر، وجود آن است یا عدم آن؟ همین بود که اثبات کردیم.
به تعبیر دیگر: اگر شما بخواهید بگویید عالم دیگری غیر از این عالم وجود داشته باشد که در آن عالم خیر باشد و شر وجود نداشته باشد، آن عالم که وجود دارد. اگر میگویید آن عالم همین عالم باشد و درعین حال که این عالم است معذلک مشخصات ذاتی خودش و لوازم ذاتش یعنی تضاد و ماده داشتن را نداشته باشد، این محال است.
سؤال: به نظر میرسد که ما همان اشکال اول را داریم که عالم طبیعت نباید وجود داشته باشد. اینکه میفرمایید ادلُّ دلیل بر امکان آن وجود آن است، طبق اصولی که خود شما قبول میکنید این مسأله نباید باشد. چون غیر از این عوالم مافوقی که هستند، حالا امر دایر شده که این عالم طبیعت باشد یا عالمی که در آن شر نباشد به جای عالم طبیعت باشد.
استاد: طبیعت نمیتواند عالم بدون شری باشد.
- طبیعت دیگر نباشد، به جای آن یک عالم بدون شری باشد.
استاد: به جای این نیست، آن به جای خودش است. ببینید! در نظام وجود و عوالم وجود، هر کدام از آن عوالم در جای خودش است. آنها از جای خودشان تجافی نمیکنند. معنی ندارد که این به جای آن باشد یا آن به جای این. آن در جای خودش و در مرتبه خودش است. بحث این است که امکان عالمی دیگر [غیر از عوالم مافوق طبیعت] هست. امکانش را که نمیشود نفی کرد. نمیشود گفت که عالم ماده ممتنع الوجود است. این که گفتیم ادلُّ دلیل بر امکان شئ وقوعش است، برای