مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - اراده چیست؟
و فلاسفه از طرف دیگر وجود دارد. متکلمین اراده را در ردیف علم و قدرت و حیات که از صفات ذات هستند نمیشمارند، بلکه آن را صفت فعل میدانند و فعل حق میشمارند. ولی فلاسفه اراده را مانند سایر صفات ذات و عین ذات میدانند.
البته حکما حرف دیگری هم دارند، میگویند همان طور که علم حق تعالی مراتب دارد، اراده او هم مراتب دارد. همان طور که علمِ در مرتبه ذات و علمِ در مرتبه فعل داریم و لوح محفوظ خودش علم خداوند است ولی مخلوق آن، اراده هم همینطور است. اراده عین مرید و عین ذات است و مراد هم عین اراده است. هم به مرید و هم به مراد میشود «اراده» گفت.
حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«إنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْاشْیاءَ بِمَشِیتِهِ، وَالْمَشِیةَ بِنَفْسِها»
[١].
در معنی این حدیث خیلی بحث است. مشیت علت اشیاء است و خودش معلول ذات است.
میرداماد و امثال او اینطور معنی کردهاند: مثل این است که بگوییم ماهیات به وجود پیدا شدهاند و وجود به ذات خود موجود است. پس اشیاء، یعنی چیزهایی که مورد اراده حق تعالی قرار گرفتهاند، به تبع مشیت و اراده مخلوقند، ولی مشیت و اراده به نفس خود مخلوق است.
یک حدیثی از امام رضا علیه السلام است که «لا یعْرَفُ ما هُناک إلّا بِما ههُنا».
مخلوقات وسیلهاند برای شناختن خداوند. آنها، هم حامد پروردگارند و هم مسبّح؛ یعنی کمالات مخلوقات حاکی از کمال پروردگار است.
مسبّحاند چون نقص دارند، و پروردگار را تنزیه میکنند که او این نقایص را ندارد.
ما در مورد انسان به چه کاری «اختیاری» میگوییم؟ فعلی که از روی علم و شعور و ادراک باشد و در قدرت ما باشد.
اراده چیست؟
پس اراده چیست؟ آیا شوق و اشتیاق است؟ نه، چون در انسان هم شوق با اراده
[١]. [در توحید صدوق، صفحه ١٤٧، حدیث ١٩ از امام صادق علیهالسلام شبیه این عبارت نقل شده است به این صورت: خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِیةَ بِنَفْسِها، ثُمَّ خَلَقَ الْاشْیاءَ بِالْمَشِیةِ.]