مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - علل طبیعی و علل فلسفی
علل طبیعی و علل فلسفی
آنگاه شیخ خود این مطلب را طرح میکند که اگر علت و معلول باید همزمان باشند و معیت داشته باشند پس چرا ما در عالم خارج میبینیم که علتها و معلولها با یکدیگر همزمان نیستند و متعاقبند یعنی معلول در عقب علت موجود میشود؟ مثلًا شما با دستتان سنگی را پرتاب میکنید، دست شما حرکت میکند و بعد از حرکت دست شما سنگ پرتاب میشود. اول دست شما حرکت میکند و بعد سنگ حرکت میکند. در زمانی که دست شما حرکت میکند سنگ هنوز حرکتی ندارد. حرکت سنگ از وقتی شروع میشود که دست شما حرکت نمیکند، و شروع حرکت سنگ مقارن با توقف دست شماست. یا اینکه شما با انگشت خود به گلولهای که روی صفحه صافی قرار دارد [ضربهای] میزنید؛ ضربه شما سبب حرکت آن میشود و مقداری از صفحه را طی میکند. ضربهای که به گلوله وارد میشود علت حرکت آن است. ولی معلوم است که آن حرکت همزمان با این ضربه نیست؛ متعاقب این ضربه حرکت پیدا میشود؛ این ضربه که وارد شد و تمام شد حرکت پیدا میشود. وارد شدن ضربه و تمام شدن کار ضربه همان و پیدایش حرکت بعد از آن همان. هر چه ما در عالم خارج میبینیم چنین است: باران میآید و بعد گیاهان میرویند. اگر باران نیاید که گیاهان نمیرویند و همه خشک میشوند و از بین میروند. اما باران امروز میآید و گیاه تدریجاً شروع به روییدن میکند و مثلًا تا یک ماه بعد تدریجاً [آثار آن] ظاهر میشود و رشد میکند. چنین مثالهایی یکی و دوتا نیست. گلوله به شخصی اصابت میکند و علت مردن او میشود. اگر گلوله حتی به قلب یا مغز هم اصابت کند چنین نیست که مقارن با اصابت آن مردن حاصل شود، بلکه گلوله که اصابت کرد مقدمات مردن شروع میشود و اگر یک ثانیه هم تا مردن طول بکشد باز هم معیت نیست و مردن بعد از اصابت گلوله پیدا میشود نه همزمان با آن.
حکما اینها را جواب دادهاند که اینگونه علل همه از علل طبیعی هستند نه علل فلسفی. گاهی نیز از علل فلسفی به «علل الهی» تعبیر میکنند. علل الهی یعنی عللی که الهیات آنها را علت میداند، نه به معنی اینکه خدا علت است. اینگونه علل طبیعی علل الهی نیستند که در فلسفه علت محسوب شوند. اینها عللی هستند که حکمت طبیعی و فیزیک آنها را علت میشمارد. آنچه را که فیزیک علت میشمارد حکمت الهی «مُعِد» و به تعبیر شیخ «مُعین» میشمارد و مجرا محسوب میکند.