مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٠ - معجزه و خرق عادت تصرف در نظام جزئی است
صورت نمیگیرد. حالا طرز عمل این اراده روی طبیعت چگونه است و طبیعت را چگونه استخدام میکند و به صورت یک مانعی بروز می کند، این یک امر پوشیدهای است، ولی قدر مسلّم به این صورت است.
این است که ایندو را باید از همدیگر تفکیک کرد. طبیعت تبعیضبردار نیست و جریان کلی طبیعت تغییرپذیر (به معنی تبعیضپذیر) نیست؛ و این غیر از این است که یک عاملی، ولو عامل روحی و معنوی و الهی، میآید و دخالت می کند و وقتی که دخالت کرد، مثل هزاران عوامل طبیعی به صورت یک مانع جلوه میکند.
این مسأله، همان مسأله «یا نارُ کونی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی ابْراهیم» [١] است. این «یا نار» خطاب الهی است. ببینید قرآن چگونه مطلب را بیان میکند؟ درست مثل اینکه خدا یک موجود شاعری را مخاطب قرارداده است میگوید: اینچنین باش.«إنَّما أمْرُهُ إذا أرادَ شَیئاً أنْ یقولَ لَهُ کنْ فَیکونُ» [٢] امر الهی عین ایجاد است. نمیگوید که خوب، تو حالا آتشی ولی نسوز، بلکه میگوید: ما به آتش گفتیم که سرد باش؛ یعنی ما اینچنین کردیم، آتش را غیرآتش کردیم، ما آن را تغییر دادیم. تغییر دادن که دیگر مانعی ندارد. در آنجا عامل الهی است که دخالت میکند، و آن با این بحث متفاوت است. سؤال: پس اینکه میفرماید: «عَلی ابْراهیم» چه میشود؟ استاد: چون در اینجا بود دیگر، این آتش خاص بود.
- وقتی آتش را تغییر داده که نسوزاند، چرا میگوید: «عَلی ابْراهیم»؟ استاد: اراده به این تعلق گرفته. این آتش بود که میخواست ابراهیم را بسوزاند، آتش دیگری نبود. بعد هم برای ابراهیم بود. این، معجزه حضرت ابراهیم بود. برای غیر ابراهیم که مسأله مطرح نبوده است. این مثل همه معجزات دیگر است. فرض
[١]. انبیاء/ ٦٩.[٢]. یس/ ٨٢.