مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - اقسام موجوداتی که منشأ عدمند
اقسام موجوداتی که منشأ عدمند
البته این موجودات هم به قول شیخ بر دو قسم هستند، این موجوداتی که موجب شریت در اشیاء دیگر میشوند دو جور هستند: اینها یا سبب مبایناند یا سبب مواصل.
مقصود از «سبب مواصل» این است: یک وقت هست که آن سببی که موجب این عدم میشود متصل به آن شئ است؛ و یک وقت هست که آن سبب متصل به او نیست، وجود مباینی از این وجود دارد. مثلا فرض کنید که آتش بدن را می سوزاند، محترق میکند، اختلال ایجاد میکند، نظم بدن را به هم میزند، رشتهها را قطع میکند. این آتش یک سببی است که به سبب اتصالش با این محل، این اثر را ایجاد کرده است.
ولی یک چیزی هست که سببش در واقع سببیت بعید [دارد]، سببی است که با این اثر و مسبَّب خودش مباین است. مثلا فرض کنید که ابر در اثر سایه انداختن مانع رویش فلان گیاه میشود. این را ما «سبب مباین» میگوییم. حالا مطلب از این جهت فرق نمیکند که سبب مباین باشد یا مواصل، این در ماهیت مطلب تأثیری نمیگذارد.
این یک مطلب است؛ و این مطلب جای بحث ندارد که تمام شرور در نهایت امر منتهی به اعدام میشوند، و در این جای شک و شبههای نیست. هر چه را که شما در عالم شر حساب کنید، میبینید که شریتش از آن جهت است که منشأ یک عدم شده است. حتی ما مثلا اگر ظلم را شر میدانیم، که شر هم هست، شر بودن آن از چه جهتی است؟ آیا غیر از آن جهتی است که منشأ فقداناتی در مظلوم میشوند؟ و الّا اگر همه جنبههایی که در ظالم هست وجود داشته باشند منهای تأثیر عدمی که در مظلوم میکند، آیا میتوانیم آن را شر بدانیم؟ حتی در اخلاق رذیلهای که ما اینها را شر میدانیم، مثل کبر و حسد، اگر درست دقت کنیم میبینیم شریت اینها از جهت تأثیری است که روی جنبههای دیگر فردی یا جنبههای خاص اجتماعی میگذارند. مثلا آدم متکبر یک خُلق خاصی دارد که خود را برتر از دیگران میبیند و دیگران را کوچک میپندارد. آیا نفس برتربینی بد است؟ اگر برتربینی هیچ اثری در انسان نمیداشت و مانع رسیدن انسان به هیچ کمالی نمیشد، که میشود، شریت نداشت. اگر انسان خودش را برتر از همه ببیند، خود این برتربینی سبب توقف انسان