مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - شرح و توضیح متن
میآید و مانع تابش آفتاب میشود. به این «مانع» میگوییم. ولی این مانع نیامده ماده را فاسد کند یا صورت را زایل نماید، بلکه مانع وصول آن علل عرْضی میشود که باید از خارج بیایند و به گیاه کمک بدهند تا رشد کند. ولی خود آن مانع تماسی با این شئ ندارد. ابر فقط وضع و موقعیتی دارد و در جایی قرار میگیرد که میان نور خورشید و این شئ حائل میشود و در نتیجه این شئ به کمال خودش نمیرسد.
امثال این موانع را ما درعالم زیاد داریم که یک شئ میآید و مانع میشود که خیری که مورد احتیاج یک شئ است به او برسد. این یک نوع ازمانع بود.
ولی یک نوع دیگر از مانع به این شکل نیست که میان مکمل و شئ حائل شود، بلکه به صورت یک امر مضادِ مواصل است، یعنی خودش یک ضدی است که با شئ حالت تضاد دارد؛ مانند یک ضدی که میآید و ضد خودش را از بین میبرد، میآید با آن تماس مستقیم پیدا می کند و آن را از بین میبرد؛ مثل مانع شدن تگرگ برای زراعت. تگرگ این جور نیست که مثلا بیاید و مانع حرارت یا نور یا آب بشود. بلکه خودش مستقیماً میآید و ساقه گیاه را میشکند و قهراً آن را از حیز انتفاع میاندازد، یا شکوفه درخت را که برگهایش باید تدریجاً بریزد و بعد به صورت میوه در بیاید به کلی از بین میبرد. پس این دو جور است.
مثال الأول وقوع سحب کثیرة و تراکمها، و إضلال جبال شاهقة تمنع تأثیر الشمس فی الثمار علی الکمال.
و مثال الثانی حبس البَرَد للنبات المصیب لکماله فی وقته، حتی یفسد الاستعداد الخاص و ما یتبعه. و جمیع سبب الشر إنمّا یوجد فیما تحت فلک القمر و جملة ما تحت فلک القمر ضعیف بالقیاس إلی سائر الوجود کما علمت.
مثال اول، واقع شدن ابرهای زیاد و متراکم یا سایه انداختن کوههای خیلی بلند که مانع تأثیر خورشید میشوند که میوه ها به کمال برسند. به اصطلاح معروف میگویند: «سایه خشک شد». یا مثلا یک درخت گردو که در یک باغ قرار دارد، چون خیلی بزرگ است، میگویند که این درخت گردو درختهای دیگر را سایه خشک میکند، یعنی مانع رشد درختان میوهای میشود که در آن قرار دارند.