مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - شرح و توضیح متن
وقتی آن اسباب خارجی عارض آن میشود مزاجش را پستتر و جوهرش را عاصیتر قرار میدهد، یعنی حالتی در جوهر ماده به وجود میآورد که ماده از قبول آن صورت ابا و عصیان دارد. مثلًا آن تخطیطاتی را که باید بپذیرد نمیپذیرد، و شکلهایی را که باید بپذیرد نمیپذیرد، و آن تعدیلهایی را که باید بپذیرد نمیپذیرد، در نتیجه خلقت مشوّه میشود. مثلا یک انسان مشوّهالخلقه متولد میشود. در آن وقت قهراً آن چیزی از کمال مزاج و کمال بنیه که مورد احتیاج است وجود پیدا نمیکند؛ نه از باب اینکه فاعل این ماده را محروم کرده است، قصور از ناحیه فاعل نیست، بلکه ماده شرایطی پیدا میکند که نمیتواند بپذیرد. این، مثال شری بود که از ابتدا پیدا میشود.
وأما الأمر الطارئ من خارج فأحد شیئین: إمّا مانع و حائل و مبعد للمکمل، و إما مضاد واصل ممحق للکمال.
میگوید که ما گفتیم آنچه عارض ماده میشود، [یکی] این جور است که از اول عارض میشود و از اول در ماده یک حالت عصیان و ردائت بهوجود میآورد که دیگر ماده نمیتواند بپذیرد، زیرا یک نظام لایتخلفی است میان آنچه که ممکنالوجود است که بشود و آنچه که میشود، چون هر چیزی استعداد هر چیزی را ندارد، یک سنخیت لایتخلفی در اینجا هست. وقتی که یک مانع و عارضی پیدا شد، از همان اول مانع میشود.
اما اگر از اول پیدا نشد و بعد پیدا شد، میگوید این هم دوجور است: یک وقت به این شکل است که یک مانعی پیدا می شود که مانعِ مکمل میگردد نه مانع ماده.
مثلا یک گیاه برای بهوجود آمدن احتیاج به بذر دارد. این بذر ماده است و مستعد است و صورت گیاه را میپذیرد. حالا مثلا زراعت خیلی خوبی بهوجود آمده و به این ماده مستعد آن صورت هم افاضه شده است. ولی این [زراعت،] موجود مکتفی نیست، موجود کائن است و به یک سلسله علل عرْضی احتیاج دارد برای استکمال خودش. احتیاج به آب دارد، احتیاج به حرارت دارد، اینها مکملهای آن هستند؛ یعنی اینها هستند که بعد از اینکه این گیاه مراحل اولیه را کسب کرد، تدریجاً آن را به کمال می رسانند. مثلا اگر نور نرسد، حرارت آفتاب نرسد، زراعت رشد نمیکند. ابر