مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٣ - شرح و توضیح متن
مورد دوم آنجا بود که خود مانع میآید و شخصاً مانع میشود و کمال شئ را ازبین میبرد نه مکمل را، یعنی نفس کمال شئ را زایل میکند نه اینکه مانع تأثیر مکمل شود؛ مانند تماس پیدا کردن و [برخورد کردن] تگرگ با گیاه. این یک مضادی است که واصل است.
در اینجا شیخ از همان اول تقسیم را به صورت یک تقسیمبندی خیلی کاملی انجام نداد. مرحوم آخوند در اسفار همینها را مطابق آنچه که شیخ در شفا آورده بیان کرده، ولی در بعضی از جاها یک اصلاحات لازمی انجام داده است. البته مطالب را به صورت نقل از شیخ نیاورده، ولی عبارتهای شیخ است که در مواردی اصلاحات کردهاست. یعنی آنجاهایی که نقص بوده اصلاح کرده. من این را در حاشیه کتاب خودم نوشتهام. آنجا که خواندیم: «فالشر بالذات هو العدم و لا کل عدم بل عدم مقتضی طباع الشیء ...»، در اسفار میگوید: «فالشر بالذات هو العدم و لا کل عدم بل عدم واصل الی الشیء، و لا کل عدم واصل إلیه، فإن عدم الحلاوة فی قوة السمع و البصر لیس بشرٍ لهما، بل عدم واصل الیه یکون عدم مقتضی طبیعته من کمالات التی تخص لنوعه و طبیعته» [١].
یک مطلب که جزء مسائل فرعی است، این است که موجبات شر، همان طور که تا حالا گفتهام، به حساب قدما و به تعبیر آنها، در مادون فلک قمر دارند نه در مافوق آن، چون عالم مافوق فلک قمر عالم عناصر اربعه نیست. البته از نظر اصل کلی فلسفی، تعبیر باید این جور باشد که جمیع اینها از مختصات عالم طبیعت است؛ و چون آنها طبیعت را منحصر به مادون فلک قمر میدانستند، از این جهت این تعبیر را کردهاند. جمیع این شرور از مختصات عالم طبیعت و عالم ماده است. هر جا که مادهسؤال: در عالم مجردات هیچ قابلیتی وجود ندارد؟ استاد: نه، دیگر در آنجا امکان نیست.
نباشد قهراً شرور هم نیست.
[١]. اسفار، چاپ ٩ جلدی، ج ٧/ ص ٦١.