مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥ - روش بوعلی در تبیین علم واجب به ماسوی
نیست. عالَم بوجوده العینی علم پروردگار است، علم است و معلوم.
علم قبل از معلوم پروردگار به اشیاء
ولی این سؤال برای شما باقی میماند که آیا حق تعالی به اشیاء قبل از وجودشان هم علم دارد؟ اگر علم واجب تعالی منحصر به این باشد، پس علم ذات به ذات عین ذات است ولی علم ذات به اشیاء قهراً عین ذات نیست؛ علم ذات به اشیاء عین اشیاء است نه عین ذات. پس مسأله دیگر علم قبل از معلوم است که مهمتر است. آیا حق تعالی یعلم الاشیاءَ قبلَ وجودِها؟ هل یعلم الاشیاءَ من الازل؟ آیا علم قبل از معلوم وجود دارد یا ندارد؟ اگر مناط انکشاف اشیاء همان حدی باشد که شیخ اشراق گفته است، یعنی وجود عینی آنها مناط انکشاف و بلکه عین انکشاف است، در این صورت ما علم قبل از معلوم نداریم، بلکه فقط علمِ عینِ معلوم داریم. شیخ اشراق هم نمیخواهد انکار مراتب دیگر را بکند. عرض کردیم که این خودش یک مرتبهای از علم است. یکی از مراتب علم خداوند این است که عالَم به عینیت خودش در نزد پروردگار منکشف است. حالا برویم سراغ بیان بوعلی.
روش بوعلی در تبیین علم واجب به ماسوی
بوعلی بیان شیخ اشراق را انتخاب نکرده و هرگز به این مسأله اشاره نکرده است که عالَم بوجودهالعینی هم علم پروردگار است. او سراغ علم دیگری رفته که علم قبل از معلوم است، علمی که غیر از معلوم و قبل از معلوم است. آن چیست؟ بوعلی از این راه وارد شده است که واجب تعالی علت تامّه عالم است. واجب تعالی علت تامه اشیاء و به تعبیر دیگر علت تامه صادر اول است و صادر اول علت تامه صادر دوم، تا برسیم به علل آخر. از طرف دیگر میدانیم که علم به علت، علت علم به معلول است [١]. [به عبارت دیگر] واجب تعالی علت تامه است برای صادر اول، و از طرف دیگر واجب تعالی به ذات خودش علم دارد (این را قبلًا ثابت کردهایم) و گفتیم که علم به علت، علت علم به معلول است. پس واجب تعالی علم به معلول اول هم دارد.
[١] خواجه طوسی (ره) یک بیانی در همین جا دارد که خود شیخ به آن صورت بیان نکرده است.