مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - خودآگاهی به نحو علم حضوری است
فرض و تصور است که یک وجود عینی موجود باشد و از آن وجود عینی یک تصویری نزد وجود عالم باشد و این تصویر نزد ذات عالم حضور داشته باشد، که در این صورت معلومی در خارج داریم که همان وجود عینی شئ است، که این معلوم خودش نزد عالم حضور ندارد، و علمی داریم که عبارت است از صورتی که به نحوی با آن شئ خارجی تطابق دارد، و عالمی داریم که آن ذاتی است که آن صورت نزد او حاضر است. البته بعد خواهیم گفت که در واقع معلوم بالذات همین علم است، در حالی که ما معمولًا به علم «معلوم» نمیگوییم؛ یعنی وقتی که ما علم داریم، علم به همین صورت داریم، ولی چون صورت مطابق با آن وجود خارجی است علم به آن هم هست؛ یعنی وجود خارجی معلوم بالعرض است، با اینکه به حسب عرف معلوم واقعی همان وجود عینی تلقی میشود، که این از بحث ما خارج است. پس در این مورد علم حصولی امکانپذیر است.
اکنون تحلیل میکنیم که آیا در مورد علم ذات به ذات هم علم حصولی امکان دارد؟ آیا جز علم حصولی راه دیگری نیست؟ هر چه هست همین علم حصولی است؟ آیا چنین علم حصولی امکان دارد؟ اگر بخواهد علم حصولی باشد به این معنا میشود که ذات عالِم من هستم، چون منم که میخواهم آگاه باشم، و ذات معلوم هم من هستم. ولی خود «من» پیش من حاضر نیست و مثل یک دیوار پنهان است. پس چه حاضر است؟ تصویری از من.
این تصویری از من پیش چه کسی حاضر است؟ پیش منی که از خودش پنهان است حاضر است؟ «من» که همان معلوم است، فرض بر این است که اصلًا از حریم علم خارج است. در آن صورت ما میمانیم و فقط یک علم، علمی که غیر از عالم است، علمی که غیر از معلوم است. در آن صورت این تصویر فقط مثل یک تصویر مطلق است، تصویر مطلقی که در جایی وجود دارد، در یک جای خالی از ادراک و شعور؛ و آن وقت دیگر هیچ فرق نمیکند که این تصویر در وجود من (این منِ مخفی از خود و پنهان از خود) باشد یا در چیز دیگر. مثل تصویر یک دیوار میشود که در اینجا افتاده باشد یا در جای دیگر. و حال آنکه وجود مطلق این تصویر محال است که مناط خودآگاهی من باشد، والّا اگر صرف وجود تصویر یک شئ در هر جا قرار گرفت مناط خودآگاهی باشد، پس تصویر دیوار در ذهن هم باید سبب خودآگاهی دیوار به خودش باشد، در حالی که هیچ وقت دیوار به خودش آگاه نیست، و یا