مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - معنای خیر و شر
معنای خیر و شر
ما باید ببینیم که اصلًا کلمه «خیر» و کلمه «شر» که نقطه مقابل یکدیگر قرار میگیرند چیست؟ این مفهومها را تحلیل بکنیم که چیست؟ مفهوم خیر چیست؟ چرا میگوییم فلان چیز خیر است و فلان چیز شر است؟ حالا ما مطلقالخیر را تعریف میکنیم که اعم باشد از خیر مطلق و خیر نسبی. ما چه تصوری از یک شئ خیر داریم؟ شئ خیر یعنی شئ مطلوب. اگر چیزی داشته باشیم که برای یک شئ دیگر خیر است، به این معناست که این شئ به حسب طبیعت و جبلّت خودش طالب اوست و او را میخواهد، به حسب طبیعت خودش او را میخواهد. اصولًا مسأله اختیار همین است.
ما به چه چیزهایی «شر» میگوییم؟ شر آن چیزی است که نامطلوب است. به اعتبار نامطلوب بودن یک شئ، آن را «شر» مینامیم؛ یعنی اگر رابطهاش را با شئ دیگر در نظر بگیریم، آن شئ نه تنها این را نمیخواهد، بلکه او را طرد و نفی میکند و در واقع از او فرار میکند.
از خود کلمه «خوب» و «بد» چه تصوری دارید؟ اگر شما میگویید فلان چیز خوب است، چه تصوری از «خوبی» دارید؟ این مطلب را آقای طباطبایی در جلد دوم اصول فلسفه در مقاله «ادراکات اعتباری» تا حد زیادی توضیح دادهاند؛ یعنی ایشان از هر کس شاید بهتر این مسأله را بیان کرده است و کسی دیگر این مسأله را چنین تحلیل نکرده است. اصلًا خوبی و بدی چیست؟ مفهوم خوبی و بدی از کجا پیدا میشود؟ اگر رابطه طلب و مطلوبی در عالم نباشد، اگر رابطه طلبی در عالم نباشد، اگر موجودی نباشد که طالب چیزی باشد و متقابلًا طالب چیز دیگری نباشد و بلکه هارب از چیزی باشد، اگر این مفهوم طلب و هَرَب در عالم نباشد، خوب و بدی هم در عالم نیست. درست توجه کنید که اگر در عالم هیچ چیزی طالب هیچ چیزی نباشد و هیچ چیزی هم هارب از هیچ چیزی نباشد، نه خوب وجود دارد و نه بد.
خوبی از همین رابطه طلب پیدا میشود. وقتی میگوییم فلان شئ خوب است، یعنی چیزی است که دوست داشتنی است، چیزی است که جستجوکردنی است، به دست آوردنی است. مفهوم «خوبی» از رابطه طلب پیدا میشود. از باب اینکه انسان در