مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - واحد واحد
میکند و با چه دلیل و برهان و از چه مجرایی وارد بحث میگردد.
صفات واجب :
الاوّل
یکی از صفاتی که ما برای واجبالوجود اثبات میکنیم، و به تعبیر دیگر یکی از اسمائی که برای واجبالوجود قائلیم «الاوّل» است. در قرآن آمده است که «هُوَالْاوَّلُ وَ الْاخِر» [١]. شیخ برای اثبات این صفت همان اثباتشدههای قبلی را پایه قرار داده و میگوید همینقدر که وجود واجبالوجود را ثابت کردیم و نیز اثبات کردیم که واجبالوجود واحد است، [به اوّل بودن او هم میرسیم] زیرا معنای موجود بودن واجبالوجود و واحد بودن او این است که وجود همه ممکنات به او منتهی میشود، همه ممکنات از او صادر شده و او بر همه موجودات تقدم دارد. همه موجودات از او ناشی شدهاند، پس همه بعد از او قرار میگیرند و او قبل از اشیاء دیگر است. در اینجا فرق نمیکند که اشیاء دیگر بلاواسطه از او صادر شده باشند یا معالواسطه؛ یعنی لازمه این که واجبالوجود واحد باشد و مرجع کل اشیاء باشد و وجود همه موجودات به او منتهی بشود این است که او اوّل باشد.
واحد واحد
ما قبلًا در باب واجبالوجود ثابت کردیم و روی آن هم تا آخر پافشاری داریم که واجبالوجود واحد است و احَد است. «واحد است» یعنی لَیسَ کمِثْلِهِ شَیءٌ، لا شَریک لَهُ، همتا ندارد، وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُواً احَدٌ، لا کفْوَ لَهُ، در مرتبهوجود او هیچ موجودی وجود ندارد، مثل ندارد، زیرا مثل و همتا داشتن به این معناست که واجبالوجود دیگری در عرض او وجود داشته باشد. به عبارت دیگر مثل داشتن یعنی اینکه وجودی در عرض او باشد، که لازمه وجودِ همعرض او واجبالوجود بودن آن وجود است. ولی مسأله احد بودن و احدیالذات بودن یعنی لیس بمرکب، بسیط محض است، لا جزء له، در ذات او شئ و شئ فرض نمیشود. در ذات هر موجود دیگر، حتی مجردات، نوعی از کثرت هست. هر موجودی اگرچه از مجردترین
[١]. حدید/ ٣.