مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩ - شناخت اعتبارات ذهن
خیلی برایش روشن و واضح میشود. از زمان کانت به این طرف این انعطاف در دنیای اروپا هم پیدا شد که فلسفه یکمرتبه متوجه شناخت ذهن شد و به نقد عقل عملی و عقل نظری و نظایر این حرفها پرداخت. این بسیار انعطاف بجایی بود که رخ داد. کانت متوجه شد که ما برای اینکه فلسفه خوبی داشته باشیم باید در درجه اول برویم و خود ذهن را بشناسیم، خود عقل را بشناسیم، فعالیتهای ذهن و فعالیتهای عقل را بشناسیم؛ تا اینها را نشناسیم [فلسفه خوبی نخواهیم داشت.]
[برای روشن شدن مطلب] مثالی ذکر میکنم: اگر یک آدمی باشد که جبراً و بدون اینکه از این قیود آزاد باشد، همیشه دنیا را در ورای یک عده دوربینها و عینکها و یک عده نزدیکبینها و ابزارهای تو در تویی نظیر اینها ببیند، مثلًا دنیای ستارگان را از پشت این دستگاه ببیند، در این صورت او الآن نمیتواند بفهمد که آیا آنچه اکنون میبیند حقیقت و واقعیت دارد، یا خصوصیت این دستگاه چنین چیزی را در ذهن او [منعکس کرده است.]
وقتی که انسان در شب سوار اتومبیل میشود و از شیشه به این طرف و آن طرف و جلو و عقب نگاه میکند، بر اثر انعکاس تصویر در شیشهها یکمرتبه میبیند که در فضا جادهای است و اتومبیلها پشت سر هم از جاده عبور میکنند، و انسان اینها را میبیند.
انسان باید اول این دستگاهی را که با آن کار میکند و واقعیات را میبیند، بشناسد، دستگاهی که انسان نمیتواند از آن مجزا باشد. مثلًا باید ببیند که در این دستگاه، اول یک عدسی وجود دارد که اشیاء را بزرگ میکند و بعد از آن آینهای که کوچک میکند، بعد از آن چیزی که رنگ اشیاء را سبز میکند، و چیزهای دیگر. اگر اینها را خوب بشناسیم، با محاسبه اینها و با درنظر گرفتن همه این محاسبات میتوانیم واقعیات را تشخیص بدهیم. ولی خیلی سادهلوحی است که ما بگوییم از ورای این دستگاه [جهان را میبینیم] و همان را که در خارج وجود دارد [ادراک میکنیم.] نمیشود گفت من که دارم میبینم و حس میکنم، پس همان جور است که میبینم و حس میکنم. این اشتباه است [١].
[١]. سؤال: این مطالب در کجا بحث شده است؟
استاد: در باب مطلق و مقید.