مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - بعضی از تفاوت استعدادها برای تقسیم کار اجتماعی است
نظام خیر اخلاقی بهوجود میآید، یعنی یک «باید» ی بهوجود میآید در مقابل «هست» ها. این، تصرف در نظام جزئی است. همان «باید» که از آن «هست» هایی بهوجود میآید، خود آن باز به یک اعتبار جزء این نظام کلی است. پس مسأله نظام جزئی این است که انسان تصرفاتی در داخل نظام و با استفاده از نظام کلی میکند، ولی تصرفاتی که انسان میکند به نحو جزئی است.
و لو لم تکن النار منها بحیث إذا تأدت بها المصادمات الواقعة فی مجری الکل علی الضرورة إلی ملاقاة رداء رجل شریف، وجب احتراقه، لم تکن النار منتفعاً بها النفع العام، فوجب ضرورة أن یکون الخیر الممکن فی هذه الأشیاء إنما یکون خیراً بعد أن یمکن وقوع مثل هذا الشر عنه و معه، فإفاضة الخیر لاتوجب أن یترک الخیر الغالب لشر یندر، فیکون ترکه شراً من ذلک الشر، لأن عدم ما یمکن فی طباع المادة وجوده إذا کان عدمان شر من عدم واحد [١]، و لهذا ما یؤثر العاقل الإحتراق بالنار بشرط أن یسلم منها حیاً علیالموت بلا ألم.
اینجا فقط جنبه کلی مطلب را میگوید: اگر آتش به حیثی نمیبود که وقتی بر اثر علل اتفاقی ردای رجل شریف را ملاقات میکند آن را بسوزاند و احراق کند، اگر به
[١]. در مورد این عبارت: «لأن عدم ما یمکن ... شر من عدم واحد» میان محشین اختلاف است که چگونه آن را بخوانند. عبارت کمی مشوّش است. آنها عبارت را همان جور که خواندیم خواندهاند ولی در توجیه عبارت جور دیگری گفتهاند. حالا ما این جور معنی میکنیم: عدم آن چیزی که ممکن است در طباع ماده وجود پیدا کند، یعنی شیئی در ماده ممکن الوجود باشد، اگر عدم او دو عدم باشد، شر است از عدمی که عدم شئ واحد است. ما گفتیم که شرور به اعدام برمیگردند. میگوید اگر امر دائر شد میان دو شر از یک طرف و یک شر از طرف دیگر، که یا باید آن دو شر و دو عدم صورت بگیرد یا این یک عدم، آن وقت آن دو عدم، شرِ از عدم واحد هستند. حالا یک اشکال لفظی دارد که باید «إذا کان عدمین» باشد نه «عدمان». این در کلمات امثال شیخ که فارسی زبان هستند مانعی ندارد که گاهی اینجور چیزها واقع شود.
سؤال: در این نسخه دست ما «شراً» است.
استاد: نه، «شراً» به هیچ شکلی جور نمیآید. ما اینجا «لأنّ» داریم که خبر آن باید مرفوع باشد، همان «شرٌ» است. خبر «کان» است که باید منصوب باشد که «عدمین» باید بخوانیم. اگر بخواهیم آن را «شراً» بخوانیم باید خبر «کان» بگیریم و بگوییم: «إذا کان عدمان شراً» که این جور نمیآید. به نظر من مطلب همان جور است که گفتیم.