مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٩ - نظر فلاسفه در ربط حادث به قدیم
در اینجا شرط و مشروط وعلت و معلول با هم متحدند، همان طور که وجود و عدم در حرکت به هم آمیختهاند.
اگر مراتب خود مشروط را در نظر بگیریم باید بگوییم علت تامه در زمان قبل وجود داشته ولی معلول او بعد پیدا شده است، ولی هر مرحله، علت قابلی مرحله بعدی است.
انفصال در مراتب حرکت وجود ندارد. شیخ و اتباع او از این بیشتر پیش نرفتهاند. به قول ملاصدرا اینها دو سلسله فرض کردهاند: یکی حرکات، و دیگری مراتب قرب و بعد. میگویند مثلا فرض کنید که طبیعت آتش اقتضای احراق جسم قابل احتراق را دارد، اما عمل آن مشروط به شرایطی است. مثلا جسم قابل احتراق نزدیک باشد، زیرا تأثیرات جسمانی بدون رابطههای خاص وضع و محاذات غیرممکن است، و این یک اصل است.
آن وقت میگویند که حرکات، درجات قرب و بعد را تغییر میدهند و با تغییر این قرب و بعد تأثیرات پیدا میشود.
از جمله نظریاتی که صدرالمتألهین آورده این است که حرکات عرضی نمیتوانند منشأ تأثیرات متوالی شوند؛ و همین نظر سخن شیخ را ابطال میکند. او میگوید فقط باید قائل شویم که حرکت جزء ذات طبیعت است، یعنی طبیعت مساوی با حرکت است؛ که این خود دلیلی میشود بر حرکت جوهریه در عالم.
خلاصه اینکه: از نظر بوعلی اگر چیزی نبود و حادث شد حتماً قبلًا یکی از علل نبوده و گرنه محال است که علت فاعلی و قابلی تمام باشد و معلول وجود نداشته باشد. حالا که این معلول حادث شده یا از آن جهت است که علتش حادث شده، یا اینکه قرب به علتش حادث شده، که گفتیم همین دومی است که فقط با حرکت بیان میشود.
ما بیان دیگری کردیم و گفتیم که علتهای موجود شده یا دفعیالوجود هستند و یا تدریجیالوجود. شیخ میخواهد بگوید علتها دفعیالوجود هستند ولی یک امر تدریجی هست که رابط بین علل و معلولها میباشد و آن رابط حرکت است.
بعد شیخ وارد تفصیل مطلب میشود ولی در تفصیل، از این جهت چیز زیادتری ندارد. اما مطلب دیگری را در اینجا مطرح کرده و یکی دو صفحه بحث کرده است.
علت تفصیل شیخ این بوده که در اینجا برخوردی میان حکما و متکلمین و محدثین