مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - اثبات علل فاعلی
فوق علل اعدادی است؛ یعنی نیازمند به علتی است که به او وجود دهد. البته همان که به او وجود میدهد مبقی و نگهدارنده او هم هست. این نیز در محل خودش ثابت شده که علت ایجادی و احداثی نمیتواند غیر از علت ابقاء باشد.
پس فیلسوف در تجزیه و تحلیل خودش به اینجا میرسد که ذواتی که در عقل به نظر میآیند یا ممکنالوجودند یا واجبالوجود و یا ممتنعالوجود. آنچه وجود دارد ممتنعالوجود نیست، یا واجبالوجود است یا ممکنالوجود. اگر واجبالوجود باشد بینیاز از هر علتی است (و خواهیم گفت که واجبالوجود نهتنها بینیاز از علت ایجادی است بلکه از علت اعدادی هم بینیاز است) و اگر ممکنالوجود باشد، هم به علت ایجادی نیازمند است و هم احیاناً ممکن است که نیازمند به علت اعدادی باشد. البته لازمه هر ممکنالوجودی نیازمندی به علت اعدادی نیست، بلکه نوعی از ممکنالوجودها نیازمند به علت اعدادی است. پس اگر چیزی ممکنالوجود باشد و موجود نباشد نیازمند به علت ایجادی است. اگر به علت اعدادی هم نیازمند باشد [آن علت] واجبالوجود نیست.
اکنون به سراغ اشیائی میرویم که در عالم وجود دارند. این اشیاء امرشان دایر است بین اینکه یا واجبالوجود باشند و یا ممکنالوجود. نیازشان به علل طبیعی محرز است و عالِم طبیعی هم این جهت را قبول دارد؛ عالم طبیعی قبول دارد که مثلًا اگر این عللِ زمانی وجود نداشت این معلولات هم نبودند؛ مثلًا اگر یک سلسله علل زمانی مثل هوا و نور و غیره وجود نداشت این درخت هم وجود نداشت، پس درخت در وجودش نیازمند به علل اعدادی است. بنابراین، چنانکه بعد خواهیم گفت از جمله خواص واجبالوجود این است که مطلق است از جمیع علل [١].
[١]. [متأسفانه ادامه جلسه که وارد برهان «وسط و طرف» میشود در دست نیست.]