مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - عقل بسیط اجمالی، خلّاق صور تفصیلیه
ادراک مجرد است. پس این خودش مرتبهای از ادراک مجرد است که در انسان هست؛ و لهذا ما سه جور انسان داریم: یک انسان که جاهل به این مسأله است و نه تاکنون این مسأله را شنیده و نه آن ملکه استخراج و استنباط را دارد. یکی دیگر آن کسی است که هم این ملکه را دارد و هم این مسأله بر او عرضه شده است و این مسأله را به تفصیل میداند. سوم آن کسی است که ملکه دانستن این مسأله در او هست بدون آنکه صورت تفصیلی این مسأله در ذهن او منعکس شده باشد، به این معنا [که] در وقتی هم که او خواب است، میداند. آقای بروجردی در وقتی هم که خواب است مجتهد است؛ نه اینکه در وقتی که خواب است چون غافل از همه چیز است مجتهد نیست و فقط در وقتی که بیدار است و فکر میکند، مجتهد است؛ نه، او وقتی هم که خواب است یا وقتی که بیدار است و فرض کنیم مشغول غذا خوردن یا خندیدن است باز هم مجتهد است؛ یعنی آن ملکه به هر حال به صورت بسیط در او هست.
این جور ملکات میتواند غیرمتناهی صورت تفصیلی داشته باشد؛ یعنی اگر غیرمتناهی مسأله هم شما عرضه بدارید که مصداق آنها باشد، [آن شخص] این غیرمتناهی فروع را بر اساس همان ملکات جواب میدهد و هیچ محدودیتی ندارد که مثلًا هزار تا یا دوهزار تا یا صدهزار تا میتواند عرضه شود. ممکن است غیرمتناهی فروع بر آن مترتب شود. یک نفر ریاضیدان که ضوابط ریاضی در دستش باشد قادر است مسائل نامحدودی را حل کند. دیگر محدود نیست که بگوییم مسائلش باید هزار تا باشد و هزار و یکمین مسأله را نمیتواند حل کند؛ نه، مسائلی که تحت این ضوابط درمیآید، ممکن است غیرمتناهی باشد و ریاضیدان هم بر اساس همین ملکات، غیرمتناهی را جواب میدهد.
از این جهت است که میگویند نسبت این علوم تفصیلی به آن علم اجمالی و نسبت این علوم مرکب به آن علم بسیط، و این علوم متکثر به آن علم واحد، با اندک تفاوتی- که حالا تفاوتش را هم عرض میکنم- نسبت جوهری است که در مخزن یک قلم جمع شده است، به صورت تفصیلی خطوطی که با آن قلم نوشته میشود. با یک مداد یا خودکار یا خودنویس، شما بیست صفحه مطلب مینویسید. این مطالبی که مینویسید، به صورت الفاظ و کلمات و عباراتی است که شما فعلًا اینجا نوشتهاید. فرض کنید که مثلًا گلستان سعدی را از «منّت خدای را عزّ و جلّ» تا آخر