مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤ - آیا علم حصولی به اشیاء ممکن است؟
[خیال است.] اینجاست که اصلًا پایه علم حصولی از بن میریزد. ممکن است کسی این حرف را بزند که ما خیال میکنیم عالم عینی را درک میکنیم، ما فقط تصویرهایی پیش خودمان داریم و خیال میکنیم که مطابق با عالم عینی است و در واقع هیچگونه تطابقی وجود ندارد؛ یعنی چنین کسی در واقع شک دارد که تطابقی میان آنچه در ذهن است با آنچه در خارج است، باشد.
بعضی یک قدم جلوتر میروند و میگویند از کجا که اصلًا عینی وجود داشته باشد. حالا که این مقدار از بین رفته و همه آن چیزهایی که ما درک میکنیم خیال میکنیم که با خارج تطابق دارد، حالا که نود و نه درصد از بین رفته و یک درصد آن باقی مانده است که آن را «اتم» مینامیم، شاید همین اتم هم وجود نداشته باشد. این یک مسأله دیگر است که ما فعلًا بنا نداریم درباره این مطلب سخن بگوییم.
سخن ما این است که ما به اشیاء علم حصولی داریم. اما با دقت فلسفی، مناط [علم] به اشیاء همان علم حضوری است؛ یعنی علم حصولی هم شهود است اما شهود بالتبع. هرچه را که ما شهود میکنیم به تبع حضور آن [مشهود] در نزد خود، آن را شهود میکنیم. خودمان را هم اگر شهود میکنیم به تبع حضور خودمان در پیش خودمان است؛ و اگر غیر خودمان را هم شهود میکنیم، به سبب صورتی از اوست که پیش ما حاضر است و آن صورت مشهود واقعی ماست و آن صورت با خارج تطابقی دارد.
همه این جهت را قبول دارند و هیچ کس منکر نیست که وقتی اشیاء را درک میکنیم [وجود عینی آنها نزد ما حاضر نیست.] حتی مادیین هم میگویند که درک در مغز صورت میگیرد و آن تصویری است که مثلًا بر اثر رابطهای که میان خارج و سلسله اعصاب ما برقرار میشود پیدا میشود و یک ترکیبات شیمیایی هم احیاناً صورت میگیرد، یا مثلًا یک صورت فیزیکی در مغز هست، یک فعل و انفعالی در آنجا هست. ولی [همینها] هم میگویند آنچه شما درک میکنید همان است که در مغز شماست. بعد ناچار است که بگوید یک نوع تطابق میان این تصویر و آن خارج هست؛ غیر از این راهی ندارد.
خیلی اوقات این اشتباه پیش میآید که [گفته میشود] تا آنجا که علم حضوری است غفلت است، وقتی علم حصولی میآید تنبه و آگاهی و شهود هست. نه، اصلًا علم و تنبه و آگاهی و شهود همه از آنِ علم حضوری است. علم حصولی هم همه آن