مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٧ - بررسی بیان علامه ( ره ) ذیل سوره انبیاء
قیامت است میگوید چون خلقت آسمان و زمین به حق است، حتماً دار آخرتی و بازگشت به خداوند هست. اگر عبث فرض نداشته باشد این دیگر معنی ندارد.
معنای این آیات این است که قرآن میفرماید از باب اینکه عبث در فعل خدا نیست شما استدلال کنید به این امر که پس غایتی هست، نه اینکه چون فعل خداست. اگر چنین باشد، آیا وقتی که کسی بگوید قیامتی نیست، معنایش این میشود که این عالم فعل خدا نیست؟ نه، باز هم این عالم فعل خداست. پس [بنا بر بیان ایشان] اگر کسی گفت قیامتی و حشری نیست، باز هم منکر حکمت نشده، چون منکر فعل خدا نشده، فقط میگوید قیامت وجود ندارد؛ این موجودات هم که خدا خلق کرده فعل خداست؛ و حال آنکه خداوند از فعل حاضری بر فعل غایبی استدلال میکند، از شهادت بر غیبت استدلال میکند، از مقدمه به نتیجه استدلال میکند.
از ایشان ممکن است سؤال دیگری را بپرسیم، بگوییم که حکما سخنی دارند که میگویند «لیس فیالإمکان أبدع ممّا کان» [١] فاضلتر از آنچه وجود دارد محال است، فقط خیالی است که انسان میکند. کاملتر از آنچه وجود دارد و وجود خواهد داشت، با جمیع نظامات آن، محال است، فقط توهمی است که ذهن بشر میکند.
یک سؤال دیگر از ایشان میکنیم، میپرسیم: همانطور که لیس فیالإمکان أفضل ممّا کان، آیا لیس فی الإمکان أدنی ممّا کان؟ آیا محال است که از آنچه وجود دارد دانیتر وجود داشته باشد؟ امر ممتنعی که نیست؟ مثلًا اشیاء خلق بشوند در حالی که مستعد رسیدن به یک کمالاتی هستند. برای آنها رسیدن به این کمالات ممکن است، ولی فی حد ذاته رسیدن به این کمالات واجب نیست. به افاضه حق وجوب پیدا میشود، و الّا فی حد ذاته به کمال نمیرسند. آیا مثلًا خلق نشدن من فی حد ذاته محال بود؟ یا اینکه فی حد ذاته محال نبود؟ بنابراین مسأله «ایصال الأشیاء إلی غایاتها حکمةٌ» به این معناست که عالم نظامی دارد و این نظام، نظام غائی است.
هر ذرهای از ذرات عالم متوجه به سوی کمال خودش است. از ناحیه اشیاء نسبتشان به کمالاتشان امکان است، و از ناحیه ذات حق وجوب است؛ یعنی ذات حق کمالات ممکن آنها را به آنها افاضه میکند.
[١]. سؤال: این کلام از غزالی نیست؟
استاد: تعبیر شاید از غزالی باشد، ولی اصل مطلب از فلاسفه است.