تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦٥ - آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
((١٧٦٧)) هر كه با سلطان شود او همنشين بر درش شستن بود حيف و غبين
آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
اين يك مبحث بسيار طولانى است كه از قديمى ترين دورانها تا كنون ميان عرفا با يكديگر و همچنين ميان عرفا و متدينين از طرف ديگر مورد بحث و مشاجرات بوده است . البته در اين مسئله هم مانند ساير مسائل با افراطگرىها و تفريط گويىهاى زيادى روبرو هستيم ، ما در اين مبحث مطابق گفتهء ابو بكر كلابادى معروف به تاج الاسلام محمد بن اسحاق بخارى كلابادى (١) عقايد عرفاى متصوفه را به طور اختصار نقل مى كنيم ، سپس در بارهء آنها مطالبى را بيان مى كنيم :
كلابادى مى گويد :
عقيده متصوفه در بارهء توحيد اين است كه خدا واحد احد است ، قديم و عالم و قادر وحى و سميع و بصير و عزيز و عليم و جليل و كبير و جواد . . . است . و صريحاً مى گويد كه متصوفه مى گويند : خداوند به هيچ وجه به مخلوقات خود شباهت ندارد ، نه ذاتش شبيه ذاتها است و نه صفتش مانند صفات مخلوقات است . از ازل بر تمام موجودات حادث سبقت
(١) كلابادى متوفاى ٣٨٠ كتابى را در بارهء عقايد متصوفه تأليف نموده و به نام « التعرف اهل التصوف » ناميده است . . در بارهء اصالت و اهميت اين يكى گفته است كه اگر كتاب تعرف نبود مذهب تصوف شناخته نمى شد ، اين كتاب كه در اواخر قرن چهارم نوشته شده است ، در حقيقت در دورانى تأليف شده است كه تصوف يكى از دوره هاى اعتلاى خود را مى گذرانيده است . رجوع شود به مقدمهء « التعرف لمذهب اهل التصوف » تأليف كلابادى دكتر عبد الحليم محمود و طه عبد الباقى سرور ص ٥ . .