تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - رابطهء خدا با ساير موجودات
همين جهان گسترده در مقابل حس و عقل ضرورت دارد ، اين است كه جهان مستند به غير خود مى باشد ، لذا فاعلى دارد ، اما اين كه مى بايست از ازل براى او مادهاى مانند ماده موجودات در حال حركت وجود داشته باشد ، دليلى وجود ندارد . اين مطلب در فعاليتهاى روانى كاملًا ديده مى شود كه روح انسانى صدها فعاليت دارد ، ولى نمودهاى حاصله از آن فعاليتها چگونه احتياجى به ماده ندارد .
روى همين مقدمهء يازدهم مى توانيم اين نتيجه را هم بگيريم : كه مسئلهء عليت خداوند بر ساير موجودات حتى از جنبه عليت هم غير از عليت موجودات با يكديگر مى باشد ، زيرا در عليتهاى معمولى به اضافهء علت فاعلى علت مادى هم كه مانند نخ تسبيح دانه هاى حوادث روى آن مى غلطند ، ضرورت دارد ، در صورتى كه در عليت خداوند بر ساير موجودات چنين شرطى مشاهده نمى شود .
١٢ - خدا مانند ساير موجودات كه در مقابل يكديگر ، پهنهء فضاى معين و زمان معينى را اشغال مى كنند ، در مقابل مخلوقات خود فضا و زمان مشخصى بر خود نگرفته است .
در نتيجه رابطهء او با ساير موجودات ، مانند رابطهء دو موجود طبيعى با يكديگر نخواهد بود . پس بايستى اين رابطه ما فوق تمام روابط بوده باشد .
آن چه كه از مجموع معلومات بشرى به دست آمده است ، اين است كه اين رابطه را ما هرگز نخواهيم توانست با مفاهيم و موضوعاتى كه از طبيعت و حواس و مغز بهره بردارى كردهايم ، كشف نموده و جملهء نهايى را در اين باره بگوييم . پس از اين ناحيه نبايستى مغز را شكنجه داده خود را در پيچ و خم اصطلاحات متحير بسازيم .
ما بايستى در اين مورد دو مسئله را از يكديگر تفكيك كنيم :
يكى - رابطهء خدا با ساير ممكنات .
دوم - چگونگى دريافت ما در بارهء خدا .
در بارهء مسئلهء اول ، پس از قطع به اين كه هيچ گونه مفاهيم متخذ از نمودها و روابط طبيعت نمى تواند اين رابطه را تفسير نمايد ، همين مقدار مى توان گفت كه