تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - اختلاف بيانداز آقايى كن
عاقبتها ساختهاند كه اين اندازه در لغزش افتادهاند .
١٤ - تو خود استادى ، زيرا استاد شناسى ، خودت مرد باش تا مسخره مردان نگردى .
١٥ - تمام موضوعات كه به عنوان هدف هستى براى انسان نمودار شود يكى است ، و آن يكى هم خود تو هستى ، آغاز و انجام دو چيز نيست ، لوچ مباش دو ديدن را كنار بگذار .
١٦ - صد چگونه مى تواند يكى بوده باشد ؟ اين گونه انديشه ها شايستهء ديوانگان است كه مى گويند : تمام مختلفها يكى است .
اختلاف بيانداز آقايى كن چند اصل مهم در اين ابيات بايستى مورد توجه قرار بگيرد :
١ - اولا وزير خواسته است با اين روش كه طومارها را درست كرده دستورات گوناگونى در آنها براى امرا معين نمايد ، تا در نتيجه ملت عيسى در دام اختلاف و كينه توزى بيفتند ، مطابق آن اصل تخريب كننده اجتماعى است كه مى گويد :
« نافق تسد » ( نفاق بيانداز و آقايى كن ) .
هيچ سلاحى در دنيا براى تسلط به ديگران قاطعانه تر از ايجاد اختلاف در ميان آنها نيست ، وحدت در يك قوم و ملت هر چند كه افراد آن اندك بوده باشد ، عظيمترين نيرويى است كه خداوند براى جوامع عنايت كرده است .
ناگفته نماند اين طومارها كه جلال الدين بيان كرده است تا حدود شانزده بالغ مى گردد ، در صورتى كه عدد امرايى كه اين طومارها به آنها نوشته شده است دوازده نفر است ممكن است اشتباه از استنساخ كنندگان مثنوى بوده است كه يك مطلب را چند مطلب نموده با جملهء « در يكى گفته » از يكديگر جدا كردهاند ، زيرا بعضى از اين دستورات كه با جملهء ( در يكى گفته ) شروع مى شود با بعضى ديگر قابل جمع بوده و ممكن است آن دو را يك مطلب قرار داد .