تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٠ - ١ - وحدت سنخى وجود
از تو بوده است ، و جزئى از تو مى باشد ، و من حتى مورچهاى را كه در گور و دخمه منزل گزيده و به گوشت مردگان خود را فربه مى سازد هرگز خوار نمى شمارم ، هر قدر كه او در حيات جاودانى كمتر شريك است ، و نيز اين روحى كه در هر جا وجود مى يابد و هر چيز بدو زنده است همانا تويى » . [١] اما وحدت وجود - نظريات گوناگونى در باره آن وجود دارد كه ما فقط به بيان چند نظر اكتفا مى كنيم :
١ - وحدت سنخى وجود مقصود از اين وحدت اين است كه تمام موجودات از جنبهء دارا بودن وجود سنخيت دارند ، يعنى وجود يك سنخ است ، اين موجودات است كه با يكديگر مختلف مى باشند . تمام جهان هستى از خدا تا كوچكترين موجود و پديده همه در سنخ وجود با همديگر مشتركند ، تنها تفاوتى كه ميان آنها وجود دارد مربوط به اندازهء بهره و سهمى است كه از وجود دارند ، خداوند اكمل و اتم موجودات است ، در حالى كه يك دانه شن هم موجود است ولى از وجود كمترين بهره را دارا است . اين مكتب مورد بحث و بررسى زيادى قرار گرفته و گفته مى شود : كه براى رفع دشوارىهاى دوئى در ميان موجودات و ميان آنها و خدا ، اين نظريه نرمترين و مناسبترين نظريات مى باشد .
ولى بايستى اين نظريه مورد دقت بيشترى قرار بگيرد ، زيرا اگر بگوييم : آن چه در جهان عينى اعم از طبيعى و ما وراى طبيعى تحقق پيدا مى كند ، از سنخ وجود مى باشد ، و با فرض اين كه اصالت با وجود است و ماهيات سايه هاى همان وجود واحد اصيل هستند اين نتيجه به دست مى آيد : كه يك وجود واحد در دو قلمرو طبيعت و ما وراى طبيعت عينيت دارد ، و بدون ترديد همين نظريه ، براى پاسخ از تمام سؤالات مربوطه به وحدت موجود كه پيش از اين مطرح كرديم مطرح مى گردد .
[١] اصول فلسفه - راپو پرت ، ص ١١٣ . .