تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٤ - آيه
يك اصل بنيان كن كه دمار از روزگار اجتماعات بر مى آورد
اصل انتقام
((٨٧١)) ناصحان را دست بست و بند كرد ظلم را پيوند در پيوند كرد
يك اصل بنيان كن كه دمار از روزگار اجتماعات بر مى آورد :
انسان خير خواه خود را برنجاند پادشاه جحود ناصحان و اندرز دهندگان را به زنجير بست .
اين يك اصل بسيار مخرب و بنيان كن است كه هنگامى كه انسان به سبب عشق بر هدفى كه دنبال مى كند ، چشم و گوش خود را از دست مى دهد ، نه تنها آنها را كه او را از اقدامات وحشيانه اش باز مى دارند ناديده مى گيرد ، بلكه آنان را دشمن مى پندارد ، و با آنها به پيكار بر مى خيزد ، و اين غايت سقوط يك شخصيت است كه خير خواه خود را از بد خواهش تشخيص ندهد . آرى انسان در رو به بىنهايت سقوط به جايى مى رسد كه ارزشهاى تمام مفاهيم در مقابل ديده گانش دگرگون مى گردد ، زيرا شخصيت انسانى او از حد اعتدال بيرون شده است .
((٨٧٢)) بانگ آمد كار چون اينجا رسيد پاى دار اى سگ كه قهر ما رسيد
اصل انتقام اين اصل مى گويد :
لطف حق با تو مداراها كند چون كه از حد بگذرد رسوا كند
« وَلا تَقْتُلُوا اَلنَّفْسَ اَلَّتِي حَرَّمَ الله إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّه سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي اَلْقَتْلِ إِنَّه كانَ مَنْصُوراً » ١٧ : ٣٣ (١)
(١) سوره اسراء ، آيهء ٣٣ . .