تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - موجوديت انسان در مقابل خدا استقلالى ندارد چگونه مى توان گفت انسان در كارهاى خود اختيار دارد ؟
زيرا انسان فقط در حال اختيار است كه پا از جهان و قوانين آن بالاتر گذاشته تشابه با آفريننده پيدا مى كند .
از آن طرف تمام متفكرين انسانى از يك طرف ، و پيامبران عظام الهى از طرف ديگر و گروه عرفا و صلحاى اولاد آدم ، تمام كوششان در اين است كه براى انسانها راه هايى را نشان بدهند كه با تربيت روحى آنها را به خدا نزديكتر نمايند .
اين نزديكتر بودن مسئله نزديكى مكانى نيست ، بلكه تخلق به اخلاق اللَّه و به فعليت رسانيدن آن چيز است كه خدا در نهاد آنها به وديعت نهاده است . و آن تشابه در صفات جلال و جمال خداوندى به اندازهء امكان بشرى است .
با اين هدف اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد اگر تربيت روحى باعث مى گردد كه انسان در علم و قدرت و اراده نمونهء خداوندى مى شود ، چرا انسان در صفت اختيار نمونهء خداوندى نگردد ؟ خلاصه با نظر به جميع معلوماتى كه تا كنون از انسان و جهان در دسترس بشرى قرار گرفته است ، اين مسئله براى ما روشن است كه بزرگترين عظمت انسان و بزرگترين شاهد بر وجود خداوندى و عظمت آن ، پديدهء اختيار است ، انسان در حال اختيار مى تواند به خدا شبيه بوده باشد ، البته مقصود از تشبيه همان بود كه در بالا گفتيم كه مى تواند مظهر جلال و جمال خداوندى بوده باشد .
اين بود بحث مختصرى در بارهء جبر و اختيار كه تقريباً كليات اين مسئله را بيان مى كند . و در بارهء تفصيل مشروح اين مسئله مطالعه كنندهء محترم مى تواند به كتاب « جبر و اختيار » اين جانب مراجعه فرمايد ، و باز در ابيات آيندهء مثنوى كه اين مسئله مطرح خواهد گشت مطالب مربوطه را متذكر خواهيم شد .
مى گويد :
((٦٠٢)) ما عدمهاييم و هستىهاى ما تو وجود مطلقى فانى نما