تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - مسئلهء يكم عشق يك پديدهء روانى است
دو فرشتهء الهى جملهء آخرين وجود ندارد .
ما در بررسى اين پديده مسائلى را مطرح مى كنيم ، شايد براى شناسايى موجود انسانى بىفايده نباشد :
مسئلهء يكم عشق يك پديدهء روانى است آن چه كه در اين مورد از مجموع شناسايىهاى بشر بر مى آيد اين است كه عشق يك پديدهء روانى است كه در بعضى از افراد بروز مى كند ، و چون ما از جريانات درونى ساير جانداران اطلاع دقيق نداريم ، نمى توانيم در اثبات و نفى عشق در حيوانات سخنى قاطعانه بگوييم . ارسطو در موقع بحث از پديده هاى روانى انسان به طور يك اصل گوشزد مى كند كه ما نمى توانيم از روى علم و تجربه بگوييم : جانداران داراى پديده هاى مزبور هستند يا نيستند .
بنا بر اين انديشهء وجود عشق در قلمرو جانوران بيش از يك حدس نخواهد بود و از حدود يك فرض تجاوز نخواهد كرد . و از همين جا است كه اثبات عشق در جهان نباتات و جمادات احتياج به يك روش فلسفى دارد كه اثبات علمى آن بسيار دشوار است . با اين حال گروهى از فلاسفه شايد هم از قلمرو فلسفى خارج شده در صحنهء ادبيات گفتهاند كه : محبت و كينه است كه موجودات جهانى را به حركت در آورده است . [١] مثلا شوپن هاور براى همهء موجودات جهان هستى اراده ( خواستن ) را اثبات مى كند يا اراده را زير بناى تمام موجودات و روابط ميان آنها معرفى مى كند .
البته مى توان گفت : مفاهيم عشق و محبت و اراده را كه بعضى از متفكرين به تمام موجودات نسبت دادهاند ، با يك عده مفاهيم عمومى تفسير نموده قابل تطبيق به جهان هستى ساختهاند ، ولى به هر حال آن عشق كه ما در افراد انسانى مى بينيم و با وسايل درك خود احساس مى كنيم ، از نظر علم و تجربه در موجودات غير انسانى مشاهده نمى كنيم .
[١] اين نظريه را امپيدكل يا انبادوقل گفته است اگر به تجاذب و تدافع معنى نكنيم همان مطلب ادبى خواهد بود كه گفتيم . كتاب النفس ، ارسطو ، ص ١٦ . .