تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - ١ - وحدت سنخى وجود
٢ - وحدت شخصى وجود
٣ - وحدت شخصى و طولى وجود
٤ - وحدت وجود « رفيعى »
٢ - وحدت شخصى وجود اين مكتب مى گويد : تمام موجودات يك وجود بيش نيست ، و بقيه سايه ها يا خيالاتى است كه ما ايجاد كردهايم . اين همان وحدت موجود صريح است كه در بارهء آن مشروحاً بررسى نموديم اگر چه بعضىها از اين نظريه را وحدت وجود مى دانند .
٣ - وحدت شخصى و طولى وجود اين نظريه مى گويد : در مقابل وحدت شخصى كه در تمام موجودات تصور شده است ، بايستى وحدت را طورى فرض كرد كه با كثرات مشهود در موجودات ، مخالف نبوده باشد . و ما بايستى كثرت در موجودات و شئون و آثار آنها را بپذيريم ، ولى در عين حال وجود كه يك واحد سارى در تمام آن كثرات است ، مانند نفس انسانى در عين وحدت شامل تمام قواى درونى بوده بلكه در حقيقت با همان قواى درونى متحد مى باشد .
اين نظريه از بعضى مطالب صدر المتالهين شيرازى بر مى آيد ، اگر چه از لحاظ تصور مناسبتر از وحدت موجود است ولى لازمهء آن نيز بالاخره همان مكتب وحدت موجود مى باشد . و شاهد اين استنباط همان جملات است كه در توضيح مكتب وحدت موجود از خود صدر المتالهين نقل كرديم .
٤ - وحدت وجود « رفيعى » اين نظريه با بيانى كه دانشمند محترم آقاى كشفى از استاد خود آقاى رفيعى قزوينى نقل مى كنند به قرار ذيل است :
« مراد از وحدت وجود : وحدت در نظر مردم بيدار است كه از خوابگاه طبيعت و نفس و هوى بيدار شده به عوالم كثرت و تعينات بىشمار عالم امكان وقعى نمى گذارند . كثرت و تعدد و اختلاف انواع و اصناف و افراد را بالمشاهده همه مى دانيم و مى بينيم . از طرفى هم حضرت حق عز اسمه با ايجاد و تكوين ممكنات مختلف به علم و قدرت و حيات و اراده خود در آنها جلوه و ظهور كرده است ، همچنان كه سخنان فصيح و بليغ