تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٩ - فريفتن وزير امير را هر يك به نوعى ديگر
يك نكته عرفانى در تفسير وحدت و كثرت
تفسير ابيات
((٦٦٠)) جملگى طومارها بد مختلف همچو شكل حرفها ياء تا الف
يك نكته عرفانى در تفسير وحدت و كثرت در رشتهء عرفان براى تفسير وحدت و كثرت و اتحاد آن دو با يكديگر ، تشبيهات زيادى گفته شده است ، از آن جمله عدد ١ و ساير اعداد كه چيز ديگرى غير از مكرر شدن لحاظ همان ١ چيز ديگرى نيستند .
يكى از آن تشبيهات همين موضوع حروف است ، با اين كه حروف با همديگر اضداد جلوه مى كنند ، با اين حال براى آشكار ساختن مقصود گوينده ، همهء حروف با يكديگر اشتراك ورزيده صدها تركيب پيدا مى كنند ، ولى همگى يك مطلب را نشان مى دهند ، و به عبارت ديگر حروف با آن اشكال متضادش معنا را نشان مى دهند در صورتى كه در معانى نه كميت است و نه كيفيت .
با يك اعتبار ديگر مى گويند : حرف الف داراى همه حروف است و او منشأ تمام آنها است .
دل گفت مرا علم لدنى هوس است تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف گفت دگر هيچ مگوى در خانه اگر كس است يك حرف بس است
تفسير ابيات سپس وزير امراى مسيحيت را احضار كرده ، به هر يك از آنها مى گويد : نايب حق و خليفهء عيسى عليه السلام تويى ، و همه امرا بايستى تحت فرمان تو باشند ، و اگر يكى از آنها مخالفت ورزيد ، او را بكش