تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩٦ - بدان جهت كه جوامع انسانى هنوز قدم به مدينهء فاضله نگذاشتهاند لذا مزاياى وجودى انسان اغلب باعث تيره بختى او مى گردد
((١٨٣٥)) هر كه داد او حسن خود را در مزاد صد قضاى بد سوى او رو نهاد
جلال الدين چارهاى بر اين بىدادگرىها نمى بيند ، و حتى حدس هم نمى زند كه ممكن است روزى فرا رسد و انسانها عطاياى خداوندى را كه به بعضى از افراد عنايت مى فرمايد آن چنان مورد بهره بردارى قرار بدهند كه مانند معادن گرانبها براى يك جامعه مورد استفاده قرار بگيرد .
باز بايد اين مشكل را به خدا بسپاريم خدايى كه هر گونه تصرف در اين موجودات در اختيار اوست .
خدايى كه از زير بناى جهان هستى همهء قوانين و نمودهاى جهان طبيعت را به حركت در مى آورد و موقعى هم كه بخواهد آنها را از وضع طبيعىشان بر مى گرداند چنان كه به موسى و ابراهيم و نوح و ساير پيغمبران انجام داد .
« البته بايستى در نظر بگيريم كه معناى سپردن به خدا اين نيست كه دستها روى هم گذاشته و منتظر معجزه باشيم ، بلكه بايستى حقيقتاً به خدا رو آورده مشيت او را در بارهء اين امور حياتى كه تلاش خود انسانها است بچشيم » .