تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - روايت
دوم روايتى است كه سيوطى و مرحوم قمى نقل كردهاند :
« إذا مدح الفاسق غضب الرب و اهتز لذلك العرش » [١] ( هنگامى كه يك فاسق مورد مدح قرار مى گيرد ، خداوند غضبناك مى شود و عرش خدا به لرزه در مى آيد ) .
اگر در قلمرو اخلاقيات اسلامى همين دستور عملى مى گشت ، آن وقت مى ديديم كه چه شخصيتها دگرگون مى گشتند ، بالاها پائين و پائينها بالا مى رفتند ، شايد بتوان گفت بزرگترين خيانت در اجتماع انسانى ، مدح و ثناى بىجا در بارهء اشخاصى است كه مورد طمع يا بيم مى باشند . اسلام نه تنها از تعريف و مدح فساق جلوگيرى مى كند بلكه همه را توصيه مى كند كه نه مدح بىجا را قبول كنيد و نه ديگران را مدح بىجا نماييد .
متأسفانه تاريخ شرق و غرب پر از اين خيانت بنيان كن است كه در تمام دورانها وجود داشته است .
امير المؤمنين عليه السلام از شهر انبار عبور مى كرد ، روستايان و اهالى آن جا به شعار دادن و جست و خيز پرداختند ، حضر فرمودند : اينان براى چه اين حركات را در مى آورند ؟ گفتند : اين عادت ديرينهء ما است كه در مقام احترام به امراى خود انجام مى دهيم ، حضرت فرمودند : از اين گونه كارها دست برداريد ، زيرا شما با اين كارها زمامداران را مغرور و خود را ذليل و پست مى كنيد .
[١] جامع الصغير ج ١ ، ص ٣٤ كه سفينة البحار ج ٢ ، ص ٢٥٨ . .