تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٠ - ٤ - عظمت كار و كوشش از نظر جبران خليل جبران
محاسبه شروع مى شود ، يا موقع مشاهدهء محاسبه بوده و عملى وجود نخواهد داشت ) .
بنا بر اين تسليم تكوينى و خود را راكد كردن در اين دنيا ، كه از نمودهاى ما وراى طبيعى است ، مانند خواندن نابه هنگام مرغ است كه نصيبى غير از كشته شدن از بىنوايى در كارزار زندگى نخواهد داشت ؟ اگر به اشارتهاى خداوندى بىاعتنايى كنى ، خواهى ديد كه تو با اين كه جنبهء فاعليت ندارى خود را شخص فعال مى پندارى ، زيرا اين قضاوت در بارهء جهان كه دست و بيل و زمين براى كشت و كار نيست و مى توان نشست و زندگانى كرد ، يك فاعليت انديشه است در مقابل فاعليت خداوندى كه ضد اين انديشهء خرافاتى مى باشد .
چقدر زيبا و منطقى مى گويد :
هنگامى كه عقل را به كار نيانداختى ، مانند اين كه عضلات را به كار نيندازى ، همان مقدار موجود هم اگر ناچيز باشد از دست خواهد رفت . و اين يك قانون بسيار عالى و طبيعى است كه هر عضوى از انسان خواه درونى و خواه برونى ، هنگامى كه مطابق طبيعت و ساختمان خود كار نكرد و راكد ماند ، تدريجاً نيروى فعاليت خود را از دست داده ، مبدل به يك موجود بىكار و بىهدف و بىهمه چيز مى گردد . چنان كه در وجدان هم مى بينيم : كسانى كه وجدان را به كار نمى اندازند ، يعنى به نداهاى او گوش از فعاليت ايستاده ، انسان به جايى مى رسد كه از حيوانات پستتر مى شود .
آن گاه كه عقل از سر انسان پريد ، ديگر آن سر آدمى نيست ، بلكه مانند دم حيوانات خواهد بود .