تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - داستان پادشاه جهودان كه نصرانيان را مى كشت از بهر تعصب ملت خود و حكايت آن استاد و شاگرد
داستان پادشاه جهودان كه نصرانيان را مى كشت از بهر تعصب ملت خود و حكايت آن استاد و شاگرد
((٣٢٤)) بود شاهى در جهودان ظلم ساز (١) دشمن عيسى و نصرانى گداز
((٣٢٥)) عهد عيسى بود و نوبت آن او جان موسى او و موسى جان او
((٣٢٦)) شاه احول كرد در راه خدا (٢) آن دو دمساز خدايى را جدا
((٣٢٧)) گفت استاد احولى را كاندرا رو برون آر از وثاق آن شيشه را (٣)
((٣٢٨)) گفت احول ز ان دو شيشه من كدام پيش تو آرم بكن شرح تمام ؟
((٣٢٩)) گفت استاد آن دو شيشه نيست رو احولى بگذار و افزون بين مشو
((٣٣٠)) گفت اى استاد مرا طعنه مزن گفت استا ز ان دو يك را در شكن
((٣٣١)) شيشه يك بود و به چشمش دو نمود چون شكست آن شيشه را ديگر نبود
((٣٣٢)) چون يكى بشكست هر دو شد ز چشم مرد احول گردد از ميلان و خشم (٤)
((٣٣٣)) خشم و شهوت مرد را احول كند ز استقامت روح را مبدل كند
((٣٣٤)) چون غرض آمد هنر پوشيده شد صد حجاب از دل به سوى ديده شد
((٣٣٥)) چون دهد قاضى به دل رشوت قرار كى شناسد ظالم از مظلوم زار ؟
((٣٣٦)) شاه از حقد جهودانه چنان (٥) گشت احول كالأمان يا رب امان
((٣٣٧)) صد هزاران مؤمن مظلوم كشت كه پناهم دين موسى را و پشت
(١) جهود يهود . .
(٢) احول لوچ ، آن كه يكى را دو مى بيند . .
(٣) وثاق زنجير و طنابى است كه چيزى را با آن مى بندند . و مقصود جلال الدين روشن است ، شايد به معناى جايگاهى استعمال كرده است كه شيشه را در آن جا مى گذاشتند ، يا در آن جا آويزان مى كردند ، يا مقصود از « برون آر » باز كردن شيشه از آن زنجير بوده است . .
(٤) ميلان به معناى تمايل و هيجان رغبت . .
(٥) حقد كينه . .