تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٦ - تفسير ابيات
ثروت دنيا مورد تزاحم تمام انسانها است ، بايستى براى حفظ آن هر گونه اصول و قوانين انسانى را از دست داده بالنسبه به مقررات حقوقى كه ضامن اجراى آنها كيفر مى باشد ، به عنوان دواى تلخ بنگرد ، نه به عنوان امر ضرورى انسانى . و همچنين علم كه يكى از مقدسترين پديده هاى انسانى است ، با داشتن محدوديت و عروض تحولات ، مشكلاتى در راه بهره بردارى دارد ، كه هرگز انسان نمى تواند اطمينان داشته باشد كه آيا مطابق اين سرمايه بهره بردارى كرده است يا نه .
تمام آن چه كه در اين دنيا آرمان جلوه نموده به عنوان تكيه گاه مى تواند براى انسانها مطرح شود ، موضوعات سه گانهء مزبور آنها را متزلزل مى نمايد .
پس تكيه گاه حقيقى خداست ، كه نه تحولى دارد و نه زوالى ، و نه نسبيت را بر آن راهيابى است ، و نه انسان مى تواند از تكيه كردن حقيقى بر او سوء استفادهاى به خود يا به ديگران داشته باشد . اين حالت در كسى كه پيدا مى شود روح او داراى عظمتى مى گردد كه كاملًا مى تواند لذايذ و آلام را ارزيابى كرده شخصيت خود را ما فوق آنها قرار بدهد . اين وضع روانى در حركات و سكنات او پيدا مى شود ، و قيافهء او نور الهى را نمودار مى سازد ، و مردمى كه با او در تماس هستند ، عظمت او را از كارها و قيافهء آرام و متيناش در مى يابند .
بدين جهت گفته مى شود : مرد خدا شناس واقعى داراى هيبتى است كه همگان در مقابل او احساس كوچكى مى كنند .
تفسير ابيات فرستادهء قيصر روم عمر را جستجو مى كند و پيدا مى كند . آرى چنين است كه هر كس واقعاً جوينده باشد او يابنده خواهد بود . آن شخص يك زن اعرابى را ديد كه در پيرامون عمر دخيل شده بود يا اين كه زن اعرابى ديد كه او مانند اشخاص پناه برنده عمر را جستجو مى كند ، زن گفت : عمر در زير آن درخت خرما خوابيده است . او در زير درخت جدا از