تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - در بيان آن كه اختلاف در صورت و روش است نه در حقيقت
ثنا گفتن بر دو قسم است
تفسير ابيات
((٥١٧)) اين ثنا گفتن ز من ترك ثناست كاين دليل هستى و هستى خطاست
ثنا گفتن بر دو قسم است ثنا گفتن ممكن است با يكى از دو نوع انجام بگيرد :
يكى - اين كه انسان ثنا و ستايش كند بدون اين كه آگاهى و توجه به خود داشته باشد ، به اين معنى كه در درون او چنين منعكس شود : كه اين منم كه ستايش و ثنا مى گويم ، اين عالىترين نوع ستايش است ، زيرا نگاهى به حقارت و ناچيزى خود دارد ، احساسى در بارهء عظمت خداوند بىچون . اين نگاه و احساس او را از توجه به خود باز مى دارد .
دوم - اين كه ثنا مى گويد و ستايش مى نمايد ، در عين حال به اصطلاح معمولى به خود آمده مى گويد : بله ، اين منم كه خدا را ستايش مى كنم و با او در تماس هستم ، اين همان غرور است كه از خود بينى ناشى شده و با داشتن آن ، هيچ فردى نمى تواند كوچكترين گامى در سلوك الى الله بر دارد . چه خوش سروده است دانشمند مرحوم نوقانى :
خواهى بدانى معنى حب الوطن را يك چند از خود دور كن مايى و من را اين طفل نورس را ز شير دايه برگير بسپار با مامش تو جان خويشتن را در چاه ماندستى چرا اى يوسف جان بگذار اين چه را و برگير اين رسن مرغ دلت چون شد اسير دام صياد خوش مى سرايد قصهء مور و لگن را
تفسير ابيات مى گويد : آن وزير تبه كار مى دانست كه اين طومارها را كه ترتيب داده هر يك را به دست يكى از امراى مسيحيت مى دهد ، موجب اختلاف و پراكندگى خواهد گشت ، ولى نمى دانست يا نمى خواست بداند كه عيسى عليه السلام از اين گونه اختلافات برى و منزه است ، او مانند ساير پيامبران