تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - بيان خسارت وزير در اين خدعه و مكر
مورد تذكر قرار گرفته و ما در آينده در بارهء آن تفصيل بيشترى خواهيم داشت .
بيان خسارت وزير در اين خدعه و مكر
((٥٢١)) همچو شه نادان و غافل بد وزير پنجه مى زد با قديم ناگزير ناگزير جمله كان حىّ قدير لا يزال (١) و لم يزل (٢) فرد و بصير
((٥٢٢)) با چنان قادر خدايى كز عدم صد چو عالم هست گرداند به دم
((٥٢٣)) صد چو عالم در نظر پيدا كند چون كه چشمت را به خود بينا كند
((٥٢٤)) گر جهان پيشت بزرگ و بىبنى است (٣) پيش قدرت ذرهاى ميدان كه نيست
((٥٢٥)) اين جهان خود حبس جانهاى شماست هين دويد آن سو كه صحراى شماست
((٥٢٦)) اين جهان محدود ، آن خود بىحد است نقش صورت پيش آن معنا سد است
((٥٢٧)) صد هزاران نيزهء فرعون را در شكست از موسِيى با يك عصا
((٥٢٨)) صد هزاران طب جالينوس بود پيش عيسى و دُمش افسوس بود
((٥٢٩)) صد هزاران دفتر اشعار بود پيش حرف امّيىاش عار بود (٤)
((٥٣٠)) با چنين غالب خداوندى كسى چون نميرد گر نباشد او خسى
((٥٣١)) بس دل چون كوه را انگيخت او مرغ زيرك با دو پا آويخت او
((٥٣٢)) فهم و خاطر تيز كردن نيست راه جز شكسته مى نگيرد فضل شاه
((٥٣٣)) اى بسا گنج آكنان (٥) كنجكاو كان خيال انديش ريش گاو
(١) لا يزال به معناى ابديت است . .
(٢) لم يزل ، اگر چه از نظر لغت معمولى به معناى « تا كنون زائل نشده » ولى در بارهء خداوند ازلى بودن است كه فنا بر آن راهيابى ندارد . .
(٣) بنى در اين جا به معناى بنا است . .
(٤) امى درس ناخوانده . و نيز منسوب به « ام القرى » را مى گويند كه همان « مكه » است . .
(٥) گنج آكنان آنان كه مال و ثروت را متراكم مى سازند . .