تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٣ - تفسير ابيات
روى اين زمينه پذيرش خوى و خاصيت يكديگر كه در افراد پيدا مى شود ، از هيچ منطقى پيروى نخواهد كرد .
حقوق و قوانينى كه در اين زمينه وضع مى شود ، نمى تواند هدفى را براى جامعه منظور بدارد .
تفسير ابيات معانى در قالب شعر مانند سنگ در فلاخن است كه به هيچ وجه نمى توان مسير و هدف حقيقى آن را مشخص ساخت .
فرستاده قيصر هنگامى كه به نزد عمر مى رسد . و مقدارى از مطالب روحانى را مى شنود ، خود يكى از سالكين الى الله مى شود .
آرى يك دو جام مى تواند انسانى را از باد پاى حيوانيت تا آستانه انسانيت رسانده ، او را مست و خرم بسازد ، به همين جهت هدفى كه از رسالت قيصرى داشت ، از يادش برفت .
چنين است كه هنگامى كه سيلى به دريا رو مى آورد جزء همان دريا مى شود ، اگر دانه در زير زمين كاشته شد جزء كشت كلى مى گردد .
نان كه يك موجود جامدى است وقتى كه در كالبد مادى بشر آميخته مى شود ، همان نان مرده زنده مى گردد .
موم و هيزم هم كه با آتش تماس مى گيرند ذات تاريك را كه دارا بودند مبدل به شعله هاى روشن مى شود .
سنگ سرمه مقدارى سنگ است كه ساييده شده است ، ولى موقعى كه به ديده گان انسانى ماليده مى شود ، نيرويى براى ديدن انسان مى گردد .
خرّم و شاد باد كسى كه مرده بود و به سقوط مرگبار خود آگاه شد ،