تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٦ - قصهء مكر كردن خرگوش با شير و بسر بردن
ارتباط با عوامل طبيعى دارد كه آن را از گسيختگى و انفصال از آن عوامل بر كنار مى دارد ، زيرا مسلماً هر آب كه در خارج موجود است داراى مقدارى از حرارت يا برودت مشخص مى باشد ، و همچنين آب از نظر ظرف و هواى مجاور و اختلاط با مواد ديگر و كمى يا زيادى گوناگون است ، و به عبارت عمومى تر : خصوصيات و مشخصاتى كه پيرامون هر موجودى را گرفته آن را با ساير موجودات مربوط ساخته است ، نخواهد گذاشت كه الفاظ معانى مقصود گوينده را برساند : چنان كه در ادبيات گذشته مورد توجه قرار گرفته بود . [١] مسئله پنجم - معانى مربوط به كيفيت به هيچ وجه نمى تواند با آينهء الفاظ كاملًا نشان داده شود ، مخصوصاً كيفيتهاى روانى ، مثلًا كلمهء عشق هرگز نمى تواند آن چه را كه در درون عاشق مى گذرد ، كامل نشان بدهد ، و همچنين اراده و محبت و تجسيم و انديشه و غير ذلك ، زيرا ما هنگامى كه در بارهء اين قبيل معانى كلمهاى را مى شنويم ، به درون خود مراجعه كرده مى گوييم مقصود گوينده همين معنا است كه من در مى يابم ، در صورتى كه نمودهاى روانى هر شخصى به جهت ارتباط دقيقى كه با يكديگر در درون افراد انسانى دارند ، آن پديده را از درون خود استخراج كرده در قالب لفظ بشنونده عرضه مى كند . بنا بر مسائل فوق و مسائل ديگرى كه در اين مبحث وجود دارد ، تاريخ بشرى شكستهاى فردى و اجتماعى و تلفات زيادى در ارزشها ، بلكه واقعيتهايى را در موجوديت خويش به وسيلهء الفاظ از دست مى دهد .
با توجه به مسائل فوق است كه خواهيم ديد : نيرومندان با اين الفاظ در بارهء ناتوانان و براى ادامهء موجوديت خود از الفاظ چه بهره بردارىهاى ستمگرانه كردهاند .
از آن طرف بىنوايان هم نتوانستهاند آن چه را كه مى خواهند با الفاظ به طور
[١] اين دشوارى در تفاهم ناشى از آن است كه ما نمى توانيم « كلى » را كه هيچ گونه مشخصاتى نداشته باشد در ذهن خود مجسم كنيم . بنا بر اين الفاظ نمى توانند معانى كلى حقيقى را نشان بدهند . .