تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٠ - تفسير ابيات
ارمغان من كو ؟ و آن چه كه در اين سفر شنيدى و ديدى به من باز گو كن ، بازرگان مى گويد : من از كردار خود و از اين كه پيغام تو را به سوى دوست تو بردم پشيمان مى باشم . طوطى پرسيدن علت پشيمانى چيست ؟ بازرگان گفت من هنگامى كه سفارش تو را به طوطيان مى رسانيدم ، يكى از آن طوطيان همين كه مطالب مرا شنيد افتاد و مرد ، من از اين گفتن پشيمان گشتم . ولى پشيمانى از كارى كه شده است چه سودى دارد ؟ هر نكتهاى كه از زبان انسانى درمى آيد مانند تيرى است كه از كمان مى جهد ، چنان كه نمى توان تير از كمان پريده را به كمان باز گرداند ، همچنان مطلبى را كه انسان به زبان آورد و اثر خود را بخشيد نمى توان آن سخن را بر گردانيد ، يا اين كه اثر آن را ناديده گرفت ، چنان كه اگر كسى از عواقب سيل بترسد بايستى از اول هنگامى كه هنوز آب جارى به صورت سيل در نيامده جلوگيرى نمايد .
بدين سان فعل انسانى را در پشت پرده اثرهايى است ، اين اثرها و نتايج در قلمرو اختيارات بشرى نيست ، زيرا آن نتايج و آثار تحت مشيت خداوندى به جهان وارد مى گردد ، اگر چه از يك جهت نسبت همان نتايج به ما هم واقعيت دارد . يك مثال براى اين حقيقت متذكر مى گرديم :
زيد تيرى را به سوى عمرو رها مى كند ، عمرو از ضرب اين تير احساس درد مى كند ، اين درد و شكنجه در عمرو وجود پيدا كرده ، و رو به افزايش مى رود ، تا آن گاه كه به زندگانى او خاتمه بدهد .
در اين حادثه هر چه كه در جهان طبيعت روى داده از قبيل تأثر عضو عمرو از ضرب زيد و همچنين دردهايى را كه نتيجهء ضربت مزبور است ، و احتياج عمرو به طبيب و غير ذلك ، همه اين نمودها در قلمرو طبيعت مطابق قوانينى است كه جلوه گاه مشيت خداوندى است ، ولى قتلى كه انجام گرفته است ، منسوب يزيد است . در حقيقت زيد در آن حال كه داراى