تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - تحولات حقايق در موقع فرود آمدن سر نوشت
اين عدم موفقيت در دريافت صحيح و ارزيابى منطقى باعث مى شود كه ما از روى حقايق مى جهيم به اميد آن كه به حقايق برسيم ، و هنگامى كه اين محاسبه صحيح از آب در نمى آيد ، آن موقع دست مى اندازيم به الفاظى از قبيل قضا و قدر و سر نوشت و شانس و بخت و اتفاق ، و بدين سان حقايق واقعى را لگد مال مى كنيم ، و ضمناً خود را هم فريب مى دهيم .
توضيح اين مسئله اين است كه مثلًا ما در باره اين كه شخصيت چيست ، محاسبه هايى را انجام مى دهد ، و از اين محاسبه به اين نتيجه مى رسيم كه شخصيتى كه ما بايستى براى خود فراهم كنيم عبارت است از داشتن هر گونه امكانات براى زندگانى ، اين مطلب باعث مى شود كه ما در باره زندگانى نيز محاسبه كرده باشيم ، اين كدامين زندگانى است كه من بايستى به هر شكل تمام امكانات بهره بردارى از آن را براى خود آماده بسازم ؟ در مقابل اين سؤال با خويشتن چنين مى گوييم : زندگانى عبارتست از آن حركت و تنفس كه هميشه و در هر لحظه همراه با بهره بردارى از حد اكثر لذت مى باشد .
سپس اين سؤال پيش مى آيد كه لذت چيست ؟ در جواب اين سؤال مطلبى را كه آماده كردهايم از اين قضيه تجاوز نخواهد كرد كه : لذت عبارت است از خوشى مطلق كه شخصيت يا « خود » من آن را بچشد ، نه اين كه فقط درك نمايد .
اين محاسبات با مقدمات و نتايج نسبى ما را به مكتب اپيكور عزيز رسانيده در همان جا رها مى سازد ، آن گاه شروع مى كنيم به فعاليت در راه سقوط شخصيت .
با كدامين وسايل با وسايل نابود كنندهء لذايذ . دريغا ، از چند لحظه تقيد به آگاهى به گمان اين كه مخالف آزادى است دست بر مى داريم ، آن گاه تا نفس واپسين خود را در زنجيرهاى گرانبار شهوات اسير و مقيد مى سازيم .
بسيار خوب ، آيا تمام حقايق جهان هستى و تمام اجزاء درونى « من » با اين نتايج كه منظور كردهام روى موافقى نشان خواهد داد يا نه ؟ البته جواب منفى است زيرا با اين كه تمام آن محاسبات را به اصطلاح با منطق جزمى انجام دادهام و گمان