تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٩ - تفسير ابيات
اى مادر ، جهان طبيعى شما را مانند رحم مى بينم كه براى من زندان تنگ و تاريك بود . جهان عالى در اين آتش مى بينم كه از طبيعت و حدود آن ، و از ماده و از تاريكىهاى آن اثرى نبوده و هر ذره از ذرات اين جهان آن چنان روحانى است كه گويى دم عيسى عليه السلام است .
اين جهان كه فعلًا من در آن هستم ، چه جهان پهناورى است ، جهانى است اگر چه شكل نيست دارد ، زيرا ديگر آن امتداد ماده و كون و فساد و محدوديت در آن ديده نمى شود ، ولى ذرات هستى در اين جهان است ، اين جهان ذاتاً موجود است ، و موجوديت آن احتياج به تكيه به غير از خود ندارد ، آن جهانى كه شما در آن زندگانى مى كنيد ، يك شكل و صورت بىثبات و در معرض كون و فساد است . اقبال و دولت كه فرزندان آدم آن اندازه در راه به دست آوردن آن تلاشها كرده رؤياها مى بينند در اين جهان جنبهء تحقق دارد .
اى مادر ، توانايى نيرومندان جهان مادى را ديدى ، چنگال خونين آنها را در سينهء خود احساس كردى ، اكنون بيا در اين جهان فضل و احسان خداوندى را هم ببين .
گفتگوى ساحران فرعونى پس از آن كه اعجاز موسى عليه السلام را ديدند ، با فرعون چنين بود :
« قالَ آمَنْتُمْ لَه قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّه لَكَبِيرُكُمُ اَلَّذِي عَلَّمَكُمُ اَلسِّحْرَ فَلأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ اَلنَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَأَبْقى .
« قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ اَلْبَيِّناتِ وَاَلَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِه اَلْحَياةَ اَلدُّنْيا إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَما أَكْرَهْتَنا عَلَيْه مِنَ اَلسِّحْرِ وَالله خَيْرٌ وَأَبْقى » ٢٠ : ٧١ - ٧٣ [١]
[١] سوره طه ، آيهء ٧١ تا ٧٣ . .