تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٣ - يك مطلب با ارزش از ١٧١ توينبى ١٨٧ متفكر انگليسى
توجه به وضع طبقهء كارگر در انگلستان ، پيوسته بدتر شده است در ١٩١٤ من بيست و پنج ساله بودم و از اين رو مى توانم معتقد باشم در قضاوت خويش نسبت به وضع زندگى اين طبقه متوسطه امروزى و ديروزى صادق هستم ، به هر حال در مقام يك مورخ مى توانم با توجه به تجارب گذشتهء خويش نسبت به آينده دنياى خودمان بررسى و ارزيابى كنم .
در بارهء آينده چند خصوصيت عمده خود نمايى مى كند : تضعيف احساس مسئوليت شخصى و عطش براى اين كه چيزى را بدون دادن چيزى به دست آوريم . تا قبل از ١٩١٤ طبقهء متوسطه در انگليس به طور استثنايى ايمن بود ، ولى جنگ جهانى اول اين اساس را بر هم زد ، مع هذا طبقهء كارگر و زارع انگليس و ساير كشورهاى غربى كه امروز اكثريت مردم مرفه را در كشورهاى مزبور تشكيل مى دهند ، و از چنان ايمنى برخوردار نشدهاند .
در حال حاضر در انگليس همهء مردم از حد اقل امنيت و ايمنى در زمينهء حقوق و باز نشستگى برخوردارند ، و همچنان كه ليرهء انگليسى تقليل پيدا مى كند ، حقوق باز نشستگى هم كه با ليره حساب مى شود گاه گاه با همان نسبت افزايش مى يابد . ضعف احساس مسئوليت شخصى در همهء طبقات و جامعه انگليس نشان داده مى شود . قبل از ١٩١٤ و حتى تا سال ١٩٣٩ وجدانيات و آگاهى ذهنى قشرهاى جامعهء انگليس بيش از امروز رواج داشت ، مردم احساس وظيفه شناسى بيشترى مى كردند و در مقابل تعهدى كه كرده بودند يا پولى كه دريافت مى داشتند خود را بيش از امروز مسئول انجام وظيفهء صحيح مى دانستند .
اين بيدارى وجدان مخصوصاً در طبقات كم در آمد جامعه آن روز بيش از بيش مشهور و قابل ستايش بوده سهميهء در آمد ملى كه دوران قبل از جنگ بدين طبقه اختصاص داده شده بود ، امروز براى هر كس نامساوى جلوه مى كند .
مع هذا همان مردم براى دريافت چنان دستمزد و حقوق كم و غير كافى از دل و جان كار مى كردند ، اساس زندگى هر ملتى بر پايهء وظيفه شناسى است كه عامل بىهمتاست ،