تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - آيا آگاهى از راه حواس ظاهرى و آگاهى از راه حواس درونى معنوى سازگار هستند ؟
دو تشبيه عالى
تفسير ابيات
كه جاندار از جان خود دفاع مى كند .
ساختمان مغزى ما طورى است كه زمان را انتزاع مى كند و كششى از آن درمى يابد . . . اگر پديدهء نظم و اين كه جهان نظمى دارد ، در ذهن انسانى به طور اصيل وجود نداشت ، چگونه افراد انسانى از آغاز زندگى در صدد كشف چگونگى اين نظم و ترتيب بر آمدهاند ؟ بدين جهت است كه نمى توان گفت جلال الدين هيچ گونه توجهى به حواس ظاهرى و اهميت فعاليت آن نداشته است ، لذا در ابيات آينده بارها در حال تعجب خواهد پرسيد : كه اين مردم چرا از نيروهاى خدا دادى كه در كالبد آنها بوديعت نهاده است بهره بردارى نمى كنند ؟
دو تشبيه عالى ١ - گوش ظاهرى را كه صبح تا شام مشغول شنيدن مطالب بىپايه بوده و فعاليتهايش فقط منحصر در شنيدن چيزهايى است كه براى منافع مادى او مفيد است ، به پنبه گوش باطنى تشبيه مى كند .
٢ - جهان طبيعت و نمودهاى آن را به خشكى تشبيه مى كند ، زيرا اين جهان مادى داراى نيرويى نيست كه جنبهء ما وراى طبيعى ما را بروياند ، در صورتى كه جهان درونى ما مى تواند با جهان ما وراى طبيعى تماس بگيرد و مانند آب كه نباتات را مى روياند جهان درونى ما هم مى تواند هسته هاى ملكوتى ما را به روياند و بپروراند .
تفسير ابيات البته مطالبى كه در اين ابيات تذكر داده شده است ، نمى تواند گفتگوى وزير حيله گر بوده باشد ، زيرا او از سكوت خويش مى خواست بهره بردارى سياسى كند كه در پيش گرفته بود ، ولى مى دانيم كه جلال الدين گاهى در مثنوى فقط به تشابه صورى قناعت كرده ، با يك ربط ظريف