تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - تفسير ابيات
جواب گفتن وزير كه خلوت را نمى شكنم
آدم امين متهم نمى شود
مى كند به معنى مى رسد ، جسمها در پيش معنى چيزى جز اسمها نيستند . اى وزير خدا را در نظر بگير ، نظرى به ما بيفكن ، اندوه ما طولانى شده است ، ما را مأيوس مدار .
جواب گفتن وزير كه خلوت را نمى شكنم
((٥٩١)) گفت حجتهاى خود كوته كنيد (١) پند را در جان و در دل ره كنيد
((٥٩٢)) گر امينم ؟ متهم نبود امين گر بگويم آسمان را من زمين
((٥٩٣)) گر كمالم با كمال انكار چيست ؟
ور نيم اين زحمت و آزار چيست ؟
((٥٩٤)) من نخواهم شد از اين خلوت برون ز انكه مشغولم به احوال درون
((٥٩٢)) گر امينم ؟ متهم نبود امين گر بگويم آسمان را من زمين
آدم امين متهم نمى شود امين متهم نمى شود . اصلى است كه در حقوق و فقه اسلامى مورد عمل مى باشد . و نمى توان گفت : اين يك اصل تعبدى است ، زيرا تمام عقلا در مسائل اجتماعى ، اشخاصى را كه به صدق و امانت بپذيرند ، در مورد ترديد كه آيا شخص امين منحرف شده است يا نه ؟ عمل به اصل مزبور مى كنند تا خلاف آن ثابت گردد . اين اصل به طريق معكوس هم به اشكال مختلفى در حقوق اسلامى مطرح است ، از آن جمله عبارت فقها است كه مى گويند : « لا يجوز شهادة المتهم » ( شهادت متهم جايز نيست ) .
(١) حجت يعنى دليل ، و قضايى كه با سيستم منطقى تشكيل پيدا كرده مدعا را اثبات مى كند . .