تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١ - چون تو مى جوشى باده نيز مى جوشد
مكتب رئاليسم مى گويد : جهان هستى با قطع نظر از درك و عقل و حس انسانى وجود دارد . جهان هستى خيال و پندار نيست .
مكتب ايده آليسم مى گويد : آن چه كه واقعيت دارد درك انسانى است ( يا روح يا عقل ) و جهان خارجى ساخته شده درك يا عقل مى باشد .
به اين شكل كه ما مكتب ايده آليسم را معرفى نموديم ، شايد مورد اتفاق لفظى همهء مكتبهاى ايده آليسم نبوده باشد ، ولى به طور اطمينان مى توان گفت : كه با حذف مناقشات لفظى و اصطلاحى مى توانيم تعريف فوق را مورد اتحاد نظر معرفى نماييم ، يا اگر بخواهيم تعريفى را متذكر شويم كه در مفهوم عمومى جاى ترديد نباشد بايد بگوييم : ايده آليست مى گويد : آن چه كه واقعيت دارد « من » انسانيت و جهان خارجى ( جهان جز من ) ساخته شدهء من مى باشد .
از آن جا كه اين مكتب با تعريف فوق تقريبا احياى مكتبهاى سوفسطائى است [١] لذا تعديلى در آن صورت گرفته و به شكل ذيل در آمده است :
ملاك ثبوت واقعيت اشياء اين است كه « من » آن را درك نمايد . مثلا اگر انسان چشم بينايى نداشته باشد ، واقعيت رنگ و شكل براى او معدوم است ، اگر حس شنوايى نداشته باشد ، صداها براى او معدوم خواهد بود ، و بدينسان با نفى هر يك از حواس واقعيت اشيايى كه وجود آنها به توسط آن حس احراز مى گشت ، منفى خواهد شد .
ما در اين جا در صدد توضيح مفصل در بارهء دو مكتب رئاليسم و ايده آليسم نيستيم ، و در آينده مباحث زيادى را كه جلال الدين در بارهء واقعيت اشياء مطرح خواهد ساخت ، ما مى توانيم در خلال همان مباحث باندازهء امكان اين دو مكتب را بررسى نماييم .
[١] زيرا همان دليلى كه مى گويد واقعيتى غير از « من » وجود ندارد مى تواند بگويد : « من انسانى » هم وجود ندارد . زيرا اثبات « من » به اين علت است كه ما آن را درك مى كنيم اگر موجودى در مقابل « من انسانى » قابل درك نبود ، خود « من » هم قابل درك نخواهد بود . البته اشكالات ديگرى نيز بر ايده آليسم وجود دارد كه ما بعدها متذكر خواهيم گشت . .