تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - در بيان آن كه كشتن مرد زرگر به اشارهء الهى بود نه به خيال باطل
در بيان آن كه كشتن مرد زرگر به اشارهء الهى بود نه به خيال باطل
((٢٢٢)) كشتن آن مرد با دست حكيم نى پى اميد بود و نى ز بيم
((٢٢٣)) او نكشتش از براى طبع شاه تا نيامد امر و الهام از اله (١)
((٢٢٤)) آن پسر را كش خضر ببريد حلق (٢) سرّ آن را درنيابد عام خلق
((٢٢٥)) آن كه از حق يابد او وحى و خطاب هر چه فرمايد بود عين صواب (٣)
(١) الهام توجه انسان بدون مقدمات منطقى به يك واقعيت الهام در مقابل حدس است ، زيرا حدس نيز انتقال به يك مجهول و حل آن است بدون مقدمات ظاهرى معمولى ، ولى پس از انكشاف واقع ، طبيعى بودن خود را آشكار مى سازد . .
(٢) خضر كه جلال الدين بارها نام او را در مثنوى برده است به نظر گروهى از دانشمندان اسلامى از پيامبران است ولى به نظر بعضى ديگر از اولياء الله است . ثبت صحيح اين كلمه با سكون ضاد است ولى جلال الدين براى تنظيم شعر در موارد زيادى با كسر به كار برده است . .
(٣) وحى عبارت است از انعكاس كلام خداوندى يا ساير خواسته هاى او در قلب پيامبران و در بارهء امكان و كيفيت آن مباحث زيادى وجود دارد كه ما در آينده به طور اختصار بررسى خواهيم كرد . و يك معناى عمومى تر دارد كه به انعكاس خواستهء خداوند در درون جاندار اطلاق مى گردد ، و به اين معناست كه خداوند مى فرمايد : « و او حينا الى النحل ان اتخذى من الجبال بيوتا » النحل آيهء ٦٨ ( به زنبور عسل وحى كرديم كه در كوه ها براى خود خانه ها بساز ) . . و معناى لغوى آن كه از هر دو معناى گذشته عمومى تر است عبارت است از تلقين و رسانيدن مطلبى مخصوص به موجود ديگر ، و به همين معناى لغوى است كه خداوند مى فرمايد : « ان الشياطين ليوحون الى اوليائهم ليجادلوكم » . الانعام آيهء ١٢١ ( شيطان به دوستان خود وحى مى رساند كه با شما به جدال بپردازند . ) .