تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - درخواستن توفيق رعايت ادب و وخامت بىادبى
درخواستن توفيق رعايت ادب و وخامت بىادبى
٧٨ ) ) از خدا جوييم توفيق ادب بىادب محرم ماند از لطف رب
((٧٩)) بىادب تنها نه خود را داشت بد بلكه آتش در همه آفاق زد (١) مائده (٢) از آسمان در مى رسيد بىشرى (٣) و بيع و بىگفت و شنيد
((٨١)) در ميان قوم موسى چند كس بىادب گفتند كو سير و عدس
((٨٢)) منقطع شد نان و خوان از آسمان ماند رنج زرع و بيل و داسمان
((٨٣)) باز عيسى چون شفاعت كرد حق خوان فرستاد و غنيمت بر طبق مائده از آسمان شد عائده (٤) چون كه گفت انزل علينا مائده
((٨٤)) باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گدايان زلَّها (٥) برداشتند
((٨٥)) كرد عيسى لابه ايشان را كه اين دائمست و كم نگردد از زمين
((٨٦)) بد گمانى كردن و حرص آورى كفر باشد نزد خوان مهترى
((٨٧)) ز ان گدا رويان ناديده ز آز آن در رحمت بر ايشان شد فراز نان و خوان از آسمان شد منقطع بعد از آن ز ان خوان نشد كس منتفع
((٨٨)) ابر برنايد پى منع زكات وز زنا افتد وبا اندر جهات
(١) آفاق ، جمع افق ناحيه ، و هر چه كه از پهنهء فضا قابل مشاهده است . در قرآن به معناى تمام موجودات طبيعى جهان به كار رفته است « سنريهم آياتنا فى الآفاقِ و فى انفسهم » سورهء فصلت آيه ٥٣ ( ما آيات خود را در جهان طبيعت بيرونى و قلمرو درونى به آنها نشان خواهيم داد ) . .
(٢) مائده خوان ، سفره . .
(٣) شرى خريد و فروش ، اگر در مقابل بيع به كار برود به معناى خريدن است . .
(٤) عائده رجوع كننده ، نازل شونده . .
(٥) زله چيزى است كه از سفرهء ديگرى برداشته شود . .