تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤٦ - واحدهاى سه گانه واحد در تكاپو واحد بىطرف ، واحد مسلط و ناظر
در قلمرو حيوانات
در قلمرو انسانها
با واحد متغير در ميدان تفاعل ندارد ، و به همين جهت است كه دگرگونىهاى مفروض دامن گير آن نمى باشد .
اين واحد از آن جهت كه رابطهاى با متغير ندارد ، نمى تواند به منزله « خود » آن متغير بوده و در دگرگونىهاى آن نظارت و تسلطى داشته باشد [١] مانند همان ذغال آتشين كه فرض كرديم با آب به تكاپو افتاده است ، آتش بودن خود را از دست بدهد در اين دگرگونى خود مادهء ذغال به منزله يك « خود » ناظر و مسلط بر آن دگرگونى و خاموش شدن نيست . تا اينجا تنها با دو واحد متمايز سر و كار داشتيم ( واحد در تكاپو واحد بىطرف ) در قلمرو حيوانات اما هنگامى كه به قلمرو جانداران وارد مى شويم مى بينيم در آن حال واحدهاى عضوى كه با ساير عوامل متضاد در حال گلاويزى و تفاعل وجود دارد كه بدون سنخيت و اشتراك با همان واحدهاى عضوى در حال تقويت و نظارت به واحدهاى مزبور است ، انتقال لذت و الم به وسيله واحدهاى عضوى به واحد « خود » به عنوان مهمترين وسيلهء آمادگى واحد « خود » به جلب سود يا دفع آسيب مى باشد . اين است واحد سوم كه آن را واحد مسلط و ناظر مى ناميم .
در قلمرو انسانها اگر گامى فراتر نهاده و به عالم انسانها وارد شويم خواهيم ديد : اين موجود انسانى نه تنها به اضافهء واحدهاى عضوى مادى ( واحد در تكاپو ) و ( واحد بىطرف ) داراى « خود » است ، بلكه داراى « خود » هاى عرضى و « خود » هاى عميقترى مى باشد ، يعنى
[١] مثالهايى را كه براى توضيح اصل فوق متذكر شديم ، تنها براى توضيح و آشكار ساختن اصل است ، و الا ممكن است از جهاتى مورد انتقاد قرار بگيرند . .