تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - تفسير ابيات
رابطهء آن وجود برتر با ساير موجودات مانند رابطهء فاعل با مصنوع مى باشد ، نه علت با معلول خود به معناى اصطلاحى آن . اين كه گفتيم فاعل با مصنوع ، مقصود مانند نجار و ميز ، و ماشين ساز و ماشين نيست ، بلكه مانند رابطهء « من » انسانى با فعاليتى است كه انجام مى دهد .
در اين رابطه با اين كه « من » با فعاليتهاى خويش « مثلًا تصور » سنخيتى ندارد ولى در عين حال ساختهء آن است ، و در ايجاد كردن فعاليت مزبور هم احتياجى به ماده پيشين ندارد ، ما بيشتر از اين مقدار در رابطهء حادث و قديم ، يعنى خدا و ساير موجودات نمى دانيم ، و چنان كه گفتيم : روابط ديگرى كه گفته شده است ، از حدود تشبيهات تجاوز نمى كند ، يا يك عده دريافتهاى شخصى است كه با استدلالات منطقى و علمى سازگار نمى باشد . بلى بايستى در نظر بگيريم كه ممكن است كه با تأديب و تربيت بيشتر روان انسانى در باره دريافت رابطهء خدا با ساير موجودات با واقعيت بيشترى روبرو گردد ، ولى اين دريافتها شخصى بوده و نمى تواند با اصطلاحات و مفاهيم معمولى كه در شناسايىها وجود دارد بيان شود .
از همين جا تكليف مسئلهء دوم هم روشن مى شود ، و انسان خوب احساس مى كند كه خداوند چه اندازه با موجودات نزديك است ، و انسان چه اندازه مى تواند با او رابطهء نزديك برقرار نمايد .
برقرارى رابطهء مزبور به تكاپو در ايمان و عمل نيكو كه كشش خاصى به سوى او ايجاد مى كند ، نيازمند مى باشد .
تفسير ابيات مريدان به وزير اعتراض مى كنند كه ، ما در مقام انكار تو نيستيم گفتگوى ما با تو مانند گفتگوى اغيار با يكديگر نمى باشد ، اين اعتراض و انكار نيست ، بلكه اشك ديده گان ما و آه هايى است كه از اعماق جان ما بر مى خيزند . ستيزهء ما با تو همان اندازه امكان پذير است ، كه ستيزهء