تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٢ - تفسير ابيات
مقدمهاى كه ناخود آگاه در سر راه هدف قرار دادهايم بهره بردارىهاى شايانى داشتيم .
به همين جهت است كه اين معما براى ابد در فلسفهء سياسى ماكياولى و پيروان او ناگشودنى خواهد بود كه اين كه مى گويى : هدف آن چنان مطلق است كه هر وسيلهاى را بايستى در راه آن قربانى كرد ، آيا هدفها و وسايل از نظر همه جانبه براى انسانها ارزيابى شدهاند ؟ مثلا اگر يك نيرومندى تصميم بگيرد كه فلان مكتب اخلاقى يا حقوقى را به جامعهء خود بقبولاند ، ولى در اين راه بايستى تمام آزادىهاى مردم را نديده بگيرد ، و در اين راه جان بىشمارى از انسانها را قربانى اين كار قرار بدهد ، آيا چنين هدف گيرى با اين وسيله كه به نابودى آزادى و نابودى خود آزاد مردان تمام خواهد شد ، مى تواند به عنوان « مطلق » مطرح شود كه امور مزبوره را تجويز نمايد ؟ پس بايستى ما در كارهاى بزرگ انسانى بلكه در همهء كارها ارزيابىهاى واقع بينانهاى در بارهء هدفها و وسايل داشته باشيم ، زيرا چنان كه مى بينيم ما هدفى را انتخاب مى كنيم ، ولى در موقع تحصيل آن هدف به حقايقى مى رسيم كه اول به عنوان وسيله براى رسيدن به آن هدف آنها را منظور نموده بوديم ، اكنون مى بينيم خود اين مقدمه و وسيله به مراتب با عظمتتر از خود هدف مى باشد .