تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٣ - اصل انقلاب نمودها
آزاد افراد را در اختيار خود داشته باشند .
در اين موقع است كه قدرت تفكر و انديشه از انسانها سلب مى گردد ، و آن چه را كه مى بينند فقط همان رهبر و روش اوست ، آنان حالت ناخود آگاهى به خود گرفته يا اصلا « من » را درك نمى كنند يا « من » خود را به كلى در اختيار رهبر مى بينند ، اين اصل در حركتها و تحولات اجتماعى جوامع بشرى به طور شگفت انگيزى نمودار مى گردد ، صفحات تاريخ از اين خود باختگىها پر است ، كه با يك شعار مثلًا « نژاد ژرمن فوق همه » از دهان هيتلر يا « فرانسه آقاى جهان » كه در مكتب ناپلئون تثبيت شده بود ، چه كشتارگاه ها كه تشكيل نشد ، و چه انسانها كه جان خود را ناخود آگاه از دست ندادند .
پس اين اصل يكى از حساسترين اصول فردى و اجتماعى انسانها مى باشد ، كه توانسته است در تاريخ بشرى دستاويز انقلابات و تلاشهاى طاقت فرسا بوده باشد ، و چنان كه گفتيم : از اين اصل هم در باطل و سوار كردن نيرومندان به دوش اجتماعات انسانى بهره بردارى شده است ، و هم در راه منافع واقعى مردم .
((٨٠٥)) بىموكل بىكشش از عشق دوست ز انكه شيرين كردن هر تلخ ازوست
اصل انقلاب نمودها با توجه كافى در بارهء انسان و تماس او با جهان هستى به يك نكتهء جالبى بر مى خوريم اين نكته را مى توان به صورت يك اصل چنين بيان كرد كه :
نمودهاى جهان از قبيل شكل و طعم و بو و ساير خواص اجسام طبيعى كه انسانها با آنها سر و كار دارند ، داراى دو نوع تغييرات مى باشند :
١ - تغييرات ذاتى و طبيعى كه به جهت بر خورد با عوامل مربوطه پديدار مى گردد ، مانند تغيير بوها با مجاورت هوا و غيره .